3 - آوردن نامه از خدا : اين هم عملى است محال بهعلت اينكه : منظور آنان از نامه ، نامهاى نبود كه خلق و ايجاد گردد بلكه نامهاى مىخواستند كه خداوند با دست خود آن را نوشته باشد زيرا اينگونه نامه است كه بهنظر آنان ، به آسمان رفتن و به پيش خدا رسيدن و دستخط او را گرفتن ، لازم داشت و گرنه خلق كردن نامه به آسمان رفتن نياز نداشت .
و جاى شك نيست كه اين پيشنهاد ، محال و غيرمعقول مىباشد زيرا خداوند بهمانند انسان ، داراى اعضاء نيست كه قلم به دست بگيرد و نامهاى بنويسد .
« تَعالَى اللهُ عَنْ ذلِكَ عُلُوّاً كَبيراً »
و اما پيشنهادهاى سهگانهء ممكن ولى غير عقلانى آنان عبارتند از :
1 - چشمه زدن و قنات جارى ساختن .
2 - مالك بودن باغى پردرخت و داراى نهرها و قناتها
3 - داشتن خانهاى از طلا .
اين پيشنهادها گرچه براى پيامبر ( صلى الله عليه و آله و سلم ) ممكن بود ، ولى اينها موضوعاتى است كه ارتباطى به ادعاى نبوت ندارد و چهبسا ممكن است ، افرادى آنها را داشته باشند ولى با اين حال نهتنها پيامبر ( صلىالله عليه وآله و سلم ) نيستند بلكه به خدا هم ايمان ندارند ، پس در صورتى كه اين امور هيچ ارتباطى با ادعاى نبوت نداشته است و نمىتواند دليل بر صدق مدعاى پيامبر ( صلى الله عليه و آله و سلم ) باشد ، انجام دادن آنها براى اثبات پيامبرى ( صلى الله عليه و آله و سلم ) ، كار لغو و بيهودهاى بيش نيست و كار لغو هم از پيامبر ( صلى الله عليه و آله و سلم ) كه كارهايش طبق موازين و حكمت است سر نمىزند .
ممكن است كسى تصور كند كه اين امور سهگانه ، در صورتى نمىتواند دليل بر صدق نبوت باشد كه از راههاى متعارف و معمولى بهدست بيايد ولى اگر همان امور ، از مجراى غيرطبيعى و بهصورت غير عادى بهدست كسى برسد ، در اين صورت ، معجزه محسوب مىشود و مىتواند شاهد صدق پيامبرى باشد .
اين تصور نيز مردود و باطل است زيرا درست است كه اگر اين امور از مجراى
بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 198
مساهمون: السيد الخوئي
ص١٩٨