تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
1 - فرود آمدن آسمان‌ها : قطعه قطعه شدن كرات بالا و فرود آمدن آن‌ها بر كرهء زمين ، عملى است غير قابل امكان زيرا اين كار مستلزم در هم ريختن كرهء زمين و نابودى مردم دنياست و اين جريان هنگامى به‌وقوع خواهد پيوست كه عمر جهان به پايان برسد و رسول خدا ( صلى الله عليه و آله و سلم ) هم از اين حقيقت خبر داده و جملهء « كما زَعَمْتَ » ( همان‌طور كه مىپندارى ) اشاره به همان است و قرآن مجيد نيز در چند مورد از اين جريان اطلاع مىدهد و مىفرمايد : 1 - « إِذَا السَّماءُ انشَقَّتْ » . ( انشقاق / 1 ) 2 - « إِذَا السَّماءُ انفَطَرَتْ » . ( انفطار / 1 ) 3 - « إ ن نَّشَأْ نَخْسِفْ بِهِمُ الْأَرْضَ أَوْ نُسْقِطْ عَلَيْهِمْ كِسَفاً مِنَ السَّماءِ » . ( سباء / 9 ) 1 - « در آن هنگام كه آسمان ( كرات آسمانى ) شكافته شود . » 2 - « آن‌گاه كه آسمان درهم بريزد . » 3 - « اگر بخواهيم ، آنان را [ با يك زمين‌لرزه ] در زمين فرو بريم يا قطعه‌هايى از سنگ‌هاى آسمان را بر سرشان فرومىريزيم . » محال بودن اين كار به اين جهت است كه وقوع آن پيش از وقت معين بر خلاف اقتضاى حكمت الهى است زيرا مشيت پروردگار بر اين تعلق گرفته است كه مردم را در اين عالم نگه دارد و آنان را به‌سوى تكامل راهنمايى كند و براى شخص حكيم محال است كه كارى بر خلاف مقتضاى حكمتش انجام دهد . 2 - آوردن خدا : آنان مىگفتند كه خدا را بياور تا در برابر ما قرار گيرد و ما او را از نزديك ببينيم تا به او ايمان آوريم . اين عملى است محال و هرگز امكان‌پذير نيست زيرا چشم‌ها از درك او عاجز است و خداوند قابل رؤيت نيست ، چون اگر خداوند ديده شود بايد محدود به يك نقطهء معين و داراى رنگ و شكل خاصى باشد كه همهء آنها دربارهء خداوند محال و غيرممكن است .