1 - « و گفتند : چرا بر وى فرشته نازل نشده است . »
2 - « و گفتند : اى كسى كه ذكر ( قرآن ) بر او نازل شده ، راستى تو ديوانهاى ، اگر راست مىگويى ، چرا فرشتگان را بر ما فرود نمىآورى ؟ ! »
3 - « و گفتند : اين چگونه پيامبرى است كه غذا مىخورد و در بازارها راه مىرود ؟ ! [ نه سنت فرشتگان را دارد ، نه روش شاهان را ] چرا فرشتهاى بر او نازل نشده است كه بههمراه وى مردم را انذار كند [ و گواه صدق دعوى او باشد ] يا گنجى [ از آسمان ] براى او فرستاده شود يا باغى داشته باشد كه از ميوهء آن بخورد [ و امرار معاش كند ] و ستمگران گفتند : شما تنها از مردى مجنون پيروى مىكنيد . »
از اين آيات چنين برمىآيد كه مشركين معجزههاى مخصوصى را از پيامبر ( صلى الله عليه و آله و سلم ) درخواست مىنمودند كه هيچگونه پايهء صحيح و عقلانى نداشت و در صفحات گذشته نيز اين مطلب روشن گرديد كه لازم نيست پيامبر ( صلى الله عليه و آله و سلم ) در برابر اينگونه پيشنهادها تسليم گردد و به معجزات اقتراحى كه از روى عناد و لجاجت درخواست مىشد جواب مثبت دهد . دليل اينكه مشركين به دلخواه خويش و از روى عناد و انكار از پيامبر ( صلى الله عليه و آله و سلم ) معجزه مىخواستند نه براى روشن شدن حق ، اين است كه اگر آنان هر معجزهاى را كه مىتوانست گواه بر صدق نبوت باشد مىپذيرفتند ، پيامبر ( صلى الله عليه و آله و سلم ) جواب منفى به آنان نمىداد بلكه حداقل قرآن را بهعنوان معجزه ، به آنها ارائه مىداد و آنان را به مبارزه مىطلبيد و براى آنان اتمام حجت مىكرد ، به رخ آنان مىكشيد و همان معجزه را با آنان گوشزد مىنمود .
خلاصه : بهطور كلى آنچه از اين آيات كه ظاهراً نفى معجزات مىكنند ، به دست مىآيد ، اين است كه :
1 - تحدى و مبارزهطلبى پيامبر ( صلى الله عليه و آله و سلم ) براى عموم افراد بشر از ميان معجزاتش ، تنها بهوسيلهء قرآن انجام يافته است و همانطور كه در صفحات گذشته گفتيم ؛ جز اين هم نمىتواند باشد زيرا نبوت جاودانى و جهانى ، معجزهء جاودانى و جهانى
بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 202
مساهمون: السيد الخوئي
ص٢٠٢