اگر واقعاً آنان پى حق مىگشتند ، عناد و لجاجت نمىورزيدند ، اين قيد و شرط و درخواست نامهء آسمانى و بهانهجويىهاى مختلف ديگر براى چه بود ؟ ! آيا تنها ، پرواز نمودن به فضا نمىتواند ، معجزه باشد و در اثبات صدق نبوت او كفايت كند ؟ آيا اين پيشنهادهاى پوچ و بىمزه كه بر پايهء هواى نفس استوار است ، دليل روشن بر عناد و تمرد آنان در برابر حق نمىباشد ؟
2 - دومين پاسخ اين است كه : رسول خدا ( صلى الله عليه و آله و سلم ) در اين آيه از آوردن معجزه اظهار عجز و ناتوانى ننموده است بلكه مىخواست با جملهء « سُبْحانَ رَبّى » اين مطلب را برساند كه خداوند پاك و منزه از عجز و ناتوانى است و بر هر امرى كه عقلًا ممكن باشد ، قادر و تواناست ، ولى وى برتر از آن است كه ديده شود و يا همچون جسمى در برابر انسان قرار گيرد و بزرگتر از اين است كه در برابر درخواستها و پيشنهادهاى واهى بشر ، تسليم و بر انجام آن مجبور شود و پيامبر ( صلىالله عليه وآله و سلم ) نيز بشرى بيش نيست و محكوم امر پروردگار و منتظر فرمان او است و تمام كارها مربوط به خداى يكتا و در دست اوست . آنچه را كه بخواهد ، انجام مىدهد و هرچه را كه اراده كند ، با دست پيامبرش
اجرا مىنمايد .
3 - پاسخ ديگر اينكه : درخواستهايى كه مشركين از رسول خدا ( صلى الله عليه و آله و سلم ) مىنمودند و آيهء مذكور نيز آنها را بازگو مىكند ، قسمتى از آنها محال و غير قابل عمل و قسمت ديگر نيز گرچه محال نيست ولى نمىتواند دليل بر صدق نبوت و شاهد پيامبرى باشد ، بنابراين اگر معجزات درخواستى و اقتراحى هم واجبالعمل باشد ، باز هم اينگونه پيشنهاد قابل جواب نبوده است .
توضيح اينكه : آنچه از طرف مشركين پيشنهاد مىگرديد ، طبق مفهوم گواهى اين آيهء شريفه شش موضوع بوده است كه وقوع سه مورد از آنها عقلًا محال و غير قابل امكان است و سه مورد ديگر گر چه محال نيست ولى آنها نيز نمىتواند دليل بر صدق مدعى نبوت باشد :
بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 196
مساهمون: السيد الخوئي
ص١٩٦