چون معجزات درخواستى درصورت انكار موجب عذاب دنيوى مىشد ، خداوند در آخر همان آيه اينگونه معجزات را « معجزات تخويفى » و اعلان خطر ناميده است و گرنه هر معجزهاى اعلان خطر و براى ترساندن نيست ، بلكه
گروهى از معجزات ، مانند معجزات ابتدايى ، وسيلهء رحمت و هدايت بندگان و در جهت روشن كردن مسير آنان است .
4 - ملاحظهء سياق و مورد آيه نيز دليل بر اين است كه منظور از معجزات ممنوعه ، مطلق معجزات نيست ، بلكه همان معجزات اقتراحى و درخواستى است كه به جهت عذاب و ترساندن مردم انجام مىپذيرفت زيرا :
اولًا : آيهء قبلى مربوط به عذاب و هلاكت است ، آنجا كه مىگويد :
« وَإِن مِن قَرْيَهءٍ إِلَّا نَحْنُ مُهْلِكُوهَا قَبْلَ يَوْمِ الْقِيَامَهءِ أَوْ مُعَذِّبُوهَا عَذَاباً شَدِيداً كَانَ ذلِكَ فِى الْكِتَابِ مَسْطُوراً » .
( اسراء / 58 )
« و هيچ شهر و آبادى نيست ، مگر اينكه آن را پيش از روز قيامت هلاك مىكنيم [ يا اگر گناهكارند ] به عذاب شديدى گرفتارشان خواهيم ساخت . اين در كتاب الهى ( لوح محفوظ ) ثبت است . »
ثانياً : در خودآيهء مورد بحث نيز از معجزهء قوم ثمود كه پس از آن ، عذاب و بلا بر آنان نازل گرديده ، اسمى به ميان آمده است .
ثالثاً : اين معجزات در ذيل همان آيه و نشانههاى خطر و ترس ناميده شده ، آيه با جملهء « وَ مَا نُرْسِلُ بِالْآيَاتِ إِلَّا تَخْوِيفاً » « 1 » پايان پذيرفته است .
از مجموع اين قراين چنين استفاده مىشود كه : منظور آيهء شريفه از آيات و معجزات ممنوعه همان معجزات اقتراحى و
پيشنهادى است كه انكار آنها مستلزم نزول عذاب مىباشد .
هامش
( 1 ) . « ما اين معجزات را نمىفرستيم مگر براى ترساندن . »