تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
آزاد انجام دهد و يا ترك نمايد و اين مطلبى است كه وجدان و فطرت گواه آن است و كسى نمىتواند كوچك‌ترين شك و ترديدى در اينباره به خود راه دهد . به همين دليل است كه تمام خردمندان جهان ، بدكاران را توبيخ و سرزنش مىنمايند و نيكوكاران را قابل تحسين و در خور ستايش مىدانند و اين خود ، دليل بر اين است كه انسان در كارهاى خود ، مختار و آزاد است و در انجام دادن اعمالش اجبار و الزامى در كار نيست . باز هر شخص عاقل ، با فطرت خويش درك مىكند كه او گر چه در پاره‌اى از اعمالش آزاد است و مىتواند كه آن‌ها را با ارادهء خويش انجام دهد و يا ترك نمايد ولى اكثر مقدمات اين اعمال اختيارى ، از دايرهء اختيار او خارج است . مثلًا : از جملهء مقدمات اعمال انسان وجود خود انسان است ، حيات و درك او و تمايل وى نسبت به آن عمل و مناسب بودن آن عمل با يكى از خواسته‌هاى درونى وى و بالأخره قدرت و توانايى وى به انجام آن عمل است . بنابراين ، اصل اعمال انسان را مىتوان ، هم به خود انسان نسبت داد كه مقدمات همهء اين اعمال در اختيار و ارادهء خويش ، آن‌ها را انجام داده و هم به خدا نسبت داد كه مقدمات همهء اين اعمال در اختيار و دست قدرت وى بوده و از جانب او مىباشد . و ثانياً : در فلسفه ثابت گرديده است كه خالق و به‌وجود آورندهء همهء اين موجودات و پديده‌ها پس از ايجاد آن‌ها خود را از كار بر كنار و منعزل نساخته و دست از تدبير در مخلوقات خويش نكشيده است و بقا و استمرار موجودات جهان به مانند اصل خلقت به قدرت ارادهء او بستگى دارد و هيچ‌يك از آن‌ها حتى براى يك لحظه هم نمىتواند بدون مشيت او پابرجا بماند . ارتباط تشكيلات آفرينش با خالق آن ، مانند ارتباط يك ساختمان و بنّاى آن ، نيست كه ساختمان تنها در اصل پيدايش ، به وجود بنّا و كارگر وابسته و نيازمند مىباشد و پس از به‌وجود آمدن ، از او مستغنى و بىنياز مىشود و مىتواند به