جاى تعجب اين است كه : دانشمندان « غرب » چگونه به كتب عهدين كه مالامال از اوهام و خرافات است معتقد مىباشند و آنها را وحى منزل مىدانند ولى گرايش به قرآن مجيد ندارند ، در صورتى كه اين قرآن است كه هدايت و راهنمايى جامعهء بشرى را بهعهده گرفته و آن را بهسوى سعادت دو جهان رهبرى مىكند ولى چه بايد كرد كه تعصب مرض مهلك و كشندهايست و جويندگان حق و حقيقت اندك .
2 . مىگويند : دومين موردى كه درميان آيات قرآن تناقض احساس مىشود ، اين است كه قرآن گاهى افعال بندگان را به خود آنان نسبت مىدهد و در اختيار خودشان مىداند و مىگويد :
« فَمَن شَاءَ فَلْيُوْمِن وَمَن شَآءَ فَلْيَكُفُرْ » . ( سورهء كهف / 29 )
« هركس مىخواهد ، ايمان بياورد و هركس مىخواهد ، كافر شود . »
و گاهى هم اختيار هم كارها را بهدست خدا مىسپارد و حتى اعمال بندگان را نيز به وى مستند مىسازد و مىگويد :
« وَ مَا تَشَآؤُونَ إِلَّا أَن يَشَآءَ اللَّهُ » . ( سورهء انسان / 30 )
« شما هيچ چيز را نمىخواهيد ، مگر اينكه خدا بخواهد . »
به طوركلى گروهى از آيات قرآن بندگان خدا را در اعمالشان صاحب اختيار معرفى نموده ، گروهى نيز اختيار را از آنان بهطوركلى سلب و هم كارها را به خدا مستند مىسازد . در ميان اين دو گروه از آيات قرآن تناقض و اختلاف روشن و غير قابل تأويلى وجود دارد .
در پاسخ آنان مىگوييم : قرآن مجيد كه گاهى اعمال بندگان را به خود آنان و گاهى به خداوند مستند مىسازد ، هر دو در جاى خود درست و صحيح مىباشد و هيچگونه تناقض و اختلافى در اين گفتار نيست زيرا :
اولًا : هر كس با فطرت و وجدان خويش اين حقيقت را درك مىكند كه به انجام دادن يك سلسله از كارها ، قدرت و توانايى دارد و مىتواند آن كارها را بهطور
بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 153
مساهمون: السيد الخوئي
ص١٥٣