تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرف النبي ص ( فارسي ) — صفحة 500

مساهمون:

ص٥٠٠
مىدانم كه خشم تو بر من از چيست و من دانستم آنچه تو مرا فرمودى و لكن من مىترسم كه من محروم شدم از توفيق و بر نفس و هواى خود قادر نبودم . پس رسول عليه السلام با من نگريست و گفت : بدان خداى كه مرا به حق فرستاد كه اگر ترا در آن كار رغبتى يا رهبتى بودى توفيق مساعدت تو كردى و لكن ترا رغبتى نبود كه ترا به آن كار تحريض نمايد و رهبتى نبود كه ترا از آن بگريزاند و تو ميان اميدهاى دروغ و آرزوهاى فريبنده متحير و متردد مانده‌اى املى دراز دارى و عملى از امروز با فردا افكنده . ( 1 ) من گفتم : يا رسول اللّه ، مرا وصيتى بكن
b
79
I
گفت : زبان خود نگاه دار كه ترا در خاموشى نجات است از اهل زمانه ، و پرهيزگار باش در خورش و پوشش و جمله حركات خود ، و درويشى را ياور خود كن بر آن ، و خود را پوشيده دار از مردمان و در خانهء خود بنشين كه مردمان بيشترين در كارها شوريده‌اند و اگر تو متابعت ايشان كنى و پس روى ايشان نمائى و رضاى ايشان طلبى و از خشم ايشان احتراز كنى ، از راه خداى تعالى باز مانى و آن زيان كارى اى عظيم باشد . آنچه خداى تعالى به تو داده است نگاه دار از علم و حكمت از جماعتى كه به لذت دنياوى مشغولند و مصيبتهاى خود پوشيده دار ( 2 ) و بپرهيز از آنكه طعام و شرابى را نكوهش كنى و چون حادثه‌اى از حوادث روى نمايد شكايت كنى ، اگر پايت بلغزد به توبه شتاب و استغفار كن و بر گناه اصرار منماى . من گفتم : نصيحت زيادت كن . پس گفت : در دنيا چنان باش كه غريبى در بيابانى اندوهناك و غمگين كه بر شرف هلاك باشد و از همه جوانب ترس بر او محيط شده باشد و او از دعا كردن ساكن نشود و از گريه ملول نگردد ، و از درازى اميد بپرهيز كه آن آسايش نفس و سلاح دشمن تو است . و چون در بامداد آئى با خود انديشه مكن كه در نماز شام خواهى رسيد ، و چون به نماز شام رسى انديشه مكن كه به بامداد رسى چه بدان دشمن را به هزيمت كنى و بر هواى خود غالب گردى ، اين است حجت خداى تعالى بر
شرف النبي ص ( فارسي ) — صفحة 500 | عبد الملك الخركوشي النيسابوري / نجم الدين محمود راوندى