تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرف النبي ص ( فارسي ) — صفحة 407

مساهمون:

ص٤٠٧
گفت : بر تو آواز دادن است و بر من همه جاى برسانيدن . ( 1 ) پس ابراهيم بر سر سنگى رفت و آواز در داد كه خداى تعالى بر شما حج واجب كرده است و آن سنگ را كه ابراهيم بر آنجا ايستاده بود ، خداى تعالى فرمان داد تا بزرگ شد ، چنان كه مانند كوه بو قبيس بود . و چون آواز ابراهيم در مشرق و مغرب برسيد از اصلاب پدران ،
a
46
I
جواب دادند ، و هر كه يك بار جواب داد و لبيك گفت : يك بار حج بكند ، و هر كه دو بار جواب داد و لبيك گفت ، دو بار حج كند ، و هر كه سه بار ، سه بار ، و همچنين بر مقدار آنكه جواب مىداد حق تعالى او را حج روزى گرداند ، و آن سنگ مقام ابراهيم است . ( 2 ) و آورده‌اند كه چون ابراهيم به زيارت اسماعيل رفت از شام و ساره او را سوگند داده بود كه ابراهيم نزديك هاجر فرو نيايد از چهارپاى ، و هاجر خواست كه سر و محاسن ابراهيم را بشويد ، ناقهء ابراهيم فرو خفت و ابراهيم پاى بر سر سنگ نهاد و هاجر سر او بشست ، و چون جانب راست بشست ، سنگ را با جانب دست چپ آورد و او پاى بر آن نهاد و جانب ديگر بشست ، و نشان پاى ابراهيم بر آن سنگ پديد است . و اما منبر ، نخست‌ترين كسى كه به مكه خطبه كرد بر منبر ، معاوية بن ابى سفيان بود . منبر از شام آورد در آن وقت كه حج كرد در ايام خلافت خود ، و منبرى كوچك بود و آن را سه پايه بود ، و خلفا و واليان پيش از آن قاعده نبود كه بر منبر خطبه كنند ، بر پاى ايستاده خطبه كردندى برابر كعبه . پس چون هرون الرشيد حج كرد ، والى مصر او را منبرى داد بزرگ و نه پايه . پس چون واثق خواست كه حج كند سه منبر بفرمود : يكى از براى مكه ، و دوم از براى منا ، و سيم از براى عرفه . ( 3 )

صفت منا

آورده‌اند كه ابن عباس رضى اللّه عنه گفت كه منا فراخ شود از براى اهل خويش ، چنان كه رحم از براى كودك فراخ شود ، و