( 1 )
عدد درهاى مسجد
بيست و سه در است : باب بنى شيبه و باب ذات القوارير و به باب على معروف است ، سيوم باب النبى است صلى اللّه عليه ، و آن آن است كه برابر زقاق العطارين است و حجرهء خديجه در آنجا است ، و رسول عليه السلام از آن در رفتى و آمدى . چهارم باب عباس بن عبد المطلب است و ميل اخضر آنجا است ، پنجم باب بنى هاشم است ، ششم باب بنى تيم است ، هفتم باب ام هانى است ، و باب ديگر باب الوادى است ، و ديگر باب الحناطين است ، ديگر باب بنى جمح است ، ديگر باب ابى البحترى بن هشام است . ديگر باب برابر سراى زبيده است ، ديگر باب بنى سهم است ، و در آنجا باب ابراهيم است كه از آنجا به عمره روند و باب الحزوره . و از آن جانب كه دار الندوه است و دار العجله ، و آن جانب شامى است شش در است : اول باب بنى سهم و معروف است به باب عمرو بن العاص ، ديگر درى است كه مسدود است ، سيم باب دار العجله است ، چهارم باب قعصعان ؟
پنجم باب دار الندوه ، ششم باب الامير .
و اما حطيم ميان ركن و مقام است و ملتزم ميان در و حجر اسود است و اما مقام آن است كه خداى تعالى مىگويد و اتخذوا من مقام ابراهيم مصلى .
( 2 ) روايت كرده است از عبد اللّه بن شعيب بن شيبه كه گفت ما برفتيم كه مقام را برداريم در روزگار مهدى ، و رخنهاى در آن با ديد آمد و پارهاى شكسته شد كه سنگش سست بود . پس ما ترسيديم كه از هم بيفتد . نامهاى نوشتيم به مهدى در اين معنى ، و او هزار دينار بفرستاد و ما ضبهها بكرديم از زر ، و زير و بالاش بدان محكم بكرديم ، و اين زر كه امروز بر آنجا مانده است آن است ، و خلاف كردهاند در مقام و ابتداى آن . بعضى گفتهاند كه ابراهيم عليه - السلام بر اين سنگ رفت و بايستاد ، و آنجا كه حق تعالى او را فرموده بود كه ندا كند در عالم . قال اللّه تعالى :
وَ أَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ .
پس ابراهيم گفت خداوندا ، آواز من تا كجا رسد ؟ خداى تعالى