چندانكه مردم آنجا روند در گنجند ، و از مكه تا منا چهار ميل است يك فرسنگ و ثلث فرسنگى و منا از جملهء حرم است .
و ابن عباس رضى اللّه عنه گفته است كه منا را از براى آن منا خواندند كه جبريل عليه السلام چون خواست كه از آدم عليه السلام مفارقت كند ، او را گفت تمن ، يعنى آرزوئى بكن . آدم گفت :
تمنيت الجنة . بهشت آرزو مىكنم . پس آن موضع را منا خواندند از براى امنيت آدم .
( 1 )
ذكر مسجد خيف
مسجد خيف را بيست در است ، و رسول عليه السلام گفت :
اذا قدمنا مكه نزلنا بالخيف مسجد منا .
گفت : ما چون به مكه رويم به خيف فرو آئيم در مسجد منا و مسجد خيف مسجدى است و در ميانش منارهاى و نزديك مناره تربت آدم است عليه السلام . و همه سال آنجا سبزى باشد .
مجاهد روايت كرده است كه هفتاد و پنج پيغمبر طواف كردند به خانهء كعبه و نماز كردند در مسجد منا
b
46
I
اگر توانى كه از تو نماز فايت نشود ، در مسجد منا بر آن محافظت كن . حدثنا محمد بن سهل بن هلال البستى بمكة قال حدثنا محمد بن نافع قال حدثنا ابو - محمد اسحق بن احمد قال حدثنا ابو الوليد قال حدثنى جدى داود بن عبد الرحمن عن ابى خيثم عن سعيد بن جبير عن ابن عباس قال الصخرة التى بمنا باصل ثبير هى الصخرة التى ذبح عليها ابراهيم فداء اسماعيل او اسحق و الحديث بطوله .
ابن عباس گفته است كه صخرهاى كه به منا است به اصل ثبير آن صخره است كه ابراهيم عليه السلام فداى اسماعيل با اسحق بر آن صخره كشت و فداى آن نرميش بود كه پسر آدم بدان قربان آورده بود و مقبول شده ، و از آن وقت باز حق تعالى آن نرميش را پنهان مىداشت تا آن وقت كه ابراهيم فدا كرد از براى اسماعيل و نرميشى بود فراخ چشم و سروهاى بزرگ و بانگ مىكرد . و قصه چنان