تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرف النبي ص ( فارسي ) — صفحة 409

مساهمون:

ص٤٠٩
بود كه ابراهيم چون كارد بر حلق اسماعيل نهاد ندا آمد كه آهسته باش كه اين فداى او است . چون ابراهيم باز نگريست ، نرميشى را ديد كه از كوه ثبير فرو آمد . ابراهيم اسماعيل را بگذاشت و بدويد تا نرميش را بگيرد ، و بسيار جهد كرد تا او را بگرفت و بكشت . پس آن جايگاه را مسجد كبش خوانند . و از منا تا مزدلفه دو ميل است و كسرى و از پايان مزدلفه تا مسجد عرفه سه ميل است و مزدلفه جمله موقف است . ( 1 )

ذكر حرم

اخبرنا ابو عمر محمد بن سهل البستى بمكة قال حدثنا ابو الحسن محمد بن نافع الخزاعى قال حدثنا ابو محمد اسحق بن احمد بن اسحق الخزاعى قال حدثنا ابو الوليد قال حدثنى ابراهيم بن محمد بن ابى يحيى قال حدثنى عبد اللّه بن عثمان بن خيثم عن ابى الطفيل عن ابن عباس قال اول من نصب انصاب الحرم ابراهيم عليه السلام . ( 2 ) ابن عباس گفت نخست كسى كه سنگهاى حرم راست بنهاد ابراهيم بود عليه السلام ، و جبريل عليه السلم به دو مىنمود كه چگونه بنهند . پس چون روز فتح بود رسول عليه السلام تميم بن اسد - الخزاعى را بفرستاد تا مرمه‌اى بكند آنچه شكسته شده باشد از آن . و آورده‌اند كه چون آدم عليه السلام بر خود مىترسيد از شيطان پناه گرفت به خداى تعالى پس خداى تعالى فرشتگان را بفرستاد تا گرد مكه در آمدند از هر جانبى . پس خداى تعالى آنجا كه فرشتگان ايستاده بودند حرم گردانيد . وهب بن منبه روايت كرده است كه آدم عليه السلام سخت اندهگن مىبود بر مفارقت بهشت و بسيار مىگريست تا بدان حد كه فرشتگان در موافقت او مىگريستند . و اندوهگن مىبودند
a
47
I
از براى اندوه او . پس خداى تعالى از براى دل خوشى آدم خيمه‌اى بفرستاد از خيمه‌هاى بهشت و به مكه فرو نهاد آنجا كه كعبه است و آن روز هنوز كعبه نبوده بود . و آن خيمه از ياقوت سرخ بود از ياقوتهاى بهشت ، و در آن سه قنديل