بگذاشتند از براى آنكه جمله را عمارت نمىتوانستند كرد و هم بر آن نسق بود تا زمان عبد اللّه زبير و او بيران كرد كعبه را و با آن قاعده رفت كه ابراهيم عليه السلام نهاده بود و در طولش بر آسمان نه گز ديگر بيفزود بر بناى قريش ، پس در آسمان بيست و هفت گز شد ، و درش را بر زمين هموار بنهاد ، و دو در كرد كعبه را چنان كه از درى در آمدندى و بدان در ديگر بيرون رفتندى ( 1 ) و بر آن طريق بود تا عبد اللّه زبير را بكشتند و حجاج غالب شد و مكه بگرفت و نامه نوشت به عبد الملك مروان در معنى كعبه و عبد الملك فرمود كه آنچه عبد اللّه زبير زيادت كرده است بيران كند و در كه او زيادت كرده است يكى كند . پس حجاج هم بدان طريق باز برد كه قريش بنا كرده بود و بينباشت آنچه در حجر زيادت كرده بودند بدانچه بماند از سنگها و در را يكى گردانيد . و نامهاى مكه بكه است و ام رحم و ام القرى و التاسه و البيت العتيق و الحاطمة . و كعبه اول خانهاى است كه بنا كرده شد مردمان را . و اول مسجدى است كه بنا كرده شد مؤمنان را ، و اول خانهاى است كه ابراهيم بنا كرد آن را و آنچه امروز بر آن طريق است از بيرون طولش بر آسمان بيست و هفت گز است . و بر روى كعبه از ركن اسود تا به ركن شامى بيست و پنج گز است و از پس كعبه از ركن يمانى تا به ركن غربى بيست و پنج گز و از جانب راست از ركن اسود تا ركن يمانى بيست گز است و از آن جانب كه حجر الاسود است از ركن شامى تا ركن غربى بيست و يك گز است . و كعبه را دو سقف است بالاى يك ديگر
a
45
I
.
( 2 )
پيمودن كعبه از اندرون
دراز ناى كعبه از اندرون تا به سقف زيرين هجده گز است و دوازده انگشت و تا سقف بالائين بيست گز است و بام كعبه را سنگ مرمر گسترده است و ناودان كعبه ميان ركن يمانى و ركن غربى است در ميان حجر مىچكد و درازناى ناودان چهار گز است