تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرف النبي ص ( فارسي ) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
اين آيت عرض مىكردند بر امتان ، ايشان مىگفتند كه ما طاقت نداريم كه خداى تعالى ما را بگيرد بدانچه در دل ما آيد از وسوسه . چون خداى تعالى محمد را صلى اللّه عليه به رسالت فرستاد ، اين آيات را فرو فرستاد . رسول عليه السلام بدان ايمان آورد و عرض كرد بر اصحاب خويش و ايشان ايمان آوردند بدان پس خداى تعالى تخفيف كرد بر ايشان آنچه دشوار بود بر امت پيشين . ( 1 ) چون رسول صلى اللّه عليه شب معراج بدان قربت و منزلت رسيد كه خداى تعالى مىگويد كه دنا فتدلى يعنى نزديك شد به خداى عز و جل به جاه و منزلت نه به مكان
a
9
II
فكان قاب قوسين . نزديك مقدار دو كمان بود از كمانهاى عرب : فاوحى الى عبده ما اوحى . وحى كرد خداى تعالى بندهء خود يعنى محمد صلى اللّه عليه ، آنچه خواست از وحى كردن . ما كذب الفؤاد ما راى . دروغ نگفت دل محمد صلى اللّه عليه در آنچه ديد به دل يا به چشم . أ فتمارونه على ما يرى . چون رسول عليه السلام ايشان را خبر داد بدانچه ديده بود ايشان به دروغ داشتند . پس خداى تعالى گفت : شما او را به دروغ مىداريد بدانچه ديده است . و لقد راه نزلة اخرى . ( 2 ) و بدرستى كه يك بار ديگر ديده است جز از اين كه با شما گفت . عند سدرة المنتهى . گفته‌اند سدرة المنتهى آن جايگاه است كه هر فرشته‌اى مقرب و پيغمبرى مرسل را انتها و رسيدن بدانجا بود . و گفته‌اند علم هر فرشته‌اى مقرب و پيغمبرى مرسل بدانجا رسد . عندها جنة الماوى كه ارواح شهيدان را آنجا مأوى باشد . ما زاغ البصر و ما طغى . ميل نكرد بصر رسول عليه السلام و بنچسبيد از دست راست و دست چپ و تجاوز نكرد از آنچه ديد . ( 3 ) چون رسول عليه السلام از هفت آسمانها بگذشت و از همه حجابها جبريل با او بود در همه مواضع پس برسيد به حجابى . جبريل آنجا بايستاد . رسول عليه السلام گفت چه بود ترا كه بايستادى ؟ گفت : يا محمد ، و ما منا الا له مقام معلوم نيست كه از ما الا او را جايگاهى معين هست كه از آنجا در نتواند گذشت ، و
شرف النبي ص ( فارسي ) — صفحة 334 | عبد الملك الخركوشي النيسابوري / نجم الدين محمود راوندى