تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرف النبي ص ( فارسي ) — صفحة 335

مساهمون:

ص٣٣٥
من از مقام خويش از براى جلالت تو مقدار پانصد ساله راه بگذشتم . اكنون تو فرا پيش رو كه تو گرامىترى بر خداى تعالى از من . پس رسول عليه السلام فرا پيش رفت تا برسيد به دست راست عرش بالاى آسمان هفتم لقد راى من آيات ربه الكبرى . بدرستى كه محمد عليه السلام بديد عجايب عظمت خداى تعالى . قال الجليل يا محمد ما الدرجات و الحسنات فالدرجات اسباغ الوضوء فى السبرات و المشى على الاقدام الى الجماعات و انتظار الصلاة بعد الصلاة و الحسنات افشاء السلام و اطعام الطعام و الصلاة بالليل و الناس نيام . ( 1 ) خداى تعالى گفت : يا محمد ، مىدانى كه درجات و حسنات چيست ؟ درجات تمام كردن وضو است در بامدادهائى كه سرما سرد باشد و به پاى خود به جماعت رفتن و انتظار نماز كردن پس از نماز . و حسنات سلام فاش كردن است و طعام دادن و نماز كردن به شب كه مردم خفته باشند . رسول عليه السلام گفت : قطره‌اى از عرش بچكيد و بر زبان من افتاد كه هرگز چشندگان شيرين‌تر از آن چيزى نچشيده بودند و خداى تعالى بدان قطره علم اولين و آخرين به من داد . ( 2 ) پس جبرييل آواز داد كه يا محمد تحيت گوى خداى ترا . پس خداى تعالى مرا الهام داد . بگفتم : التحيات لله و الصلوات و الطيبات . چون اين بگفتم خداى تعالى سه جواب بفرمود . گفت : السلام عليك ايها النبى و رحمة اللّه و بركاته . پس رسول عليه السلام نخواست كه او را كرامتى باشد كه امت او را در آن شركت نباشد گفت : السلام علينا و على عباد اللّه الصالحين . چون فريشتگان بديدند كرامت او و مناجات او با خداى تعالى بى ترجمان و واسطه ، هر يك گفتند : اشهد ان لا إله الا اللّه و اشهد ان محمدا عبده و رسوله . ( 3 ) و بعضى علما گفته‌اند كه معنى تحيت ملك است يعنى : التحيات للّه الملك للّه است و الصلوات نماز پنجگانه و - الطيبات زكات اموال . پس خداى تعالى گفت : آمن الرسول اى صدق الرسول . تصديق كرد رسول بدانچه خداى به دو فرستاد تا بدانجا كه : و اليه المصير . پس خداى تعالى برداشت از امت رسول حديث