تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرف النبي ص ( فارسي ) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦
نفس كه معصيتى در دل آرند . گفت : لا يكلف اللّه نفسا الا وسعها . و قال النبى صلى اللّه عليه ان اللّه تجاوز عن امتى ما حدثوا به انفسهم ما لم يعلموا به او يتكلموا . ( 1 ) مىگويد كه خداى تعالى در گذاشت از امت من آنچه حديث كنند با نفس خود مادام كه بدان عمل نكرده باشند ، يا بدانچه سخن نگفته باشند و اين در حق هيچ امت نبوده است . خداى تعالى گفت : يا محمد ، سل تعط فقال ربنا لا تؤاخذنا ان نسينا او اخطانا . گفت : خداوندا ، ما را مگير بدانچه فراموش كرديم يا خطا كرديم . خداى تعالى گفت : شما را نمىگيرم به نسيان و فراموشى و از اين است كه اگر كسى روزهء ماه رمضان به فراموشى بخورد ، بر وى چيزى نيست ، و شما را نگيرم به خطا اگر كسى مؤمنين را به خطا بكشد ، قصاص بر وى نيست . قال اللّه تعالى و ليس عليكم جناح فيما اخطاتم به و لكن ما تعمدت قلوبكم . و قال النبى صلى اللّه عليه ان اللّه رفع غرامتى الخطا و النسيان . پس خداى تعالى گفت : سل تعطه فقال و لا تحمل علينا إصرا كما حملته على الذين من قبلنا . ( 2 ) گفت : بار خدايا ، بر ما آن سختى و رنج كه بر امت پيشين بوده است منه ، خداى تعالى گفت : برداشتم از شما سختى : و ما جعل عليكم فى الدين من حرج و قال يريد اللّه بكم اليسر و لا يريد بكم العسر و كان الامر على بنى اسرائيل فى عشرة اشياء . ( 3 ) مىگويد : سختى بر بنى اسرائيل در ده چيز بود : اول آن بود كه بنى اسرائيل چون گناهى بكردندى . بر ايشان حرام گشتى طعام پاكيزه نيكو : قال اللّه تعالى
فَبِظُلْمٍ مِنَ الَّذِينَ هادُوا حَرَّمْنا عَلَيْهِمْ طَيِّباتٍ .
دوم آنكه بر ايشان پنجاه نماز بود
ao
2
I
سيوم آنكه زكات ايشان ربع مال بود . چهارم آنكه چون ايشان را حدثى رسيدى از جنابت يا نفاس يا حيض و آب نيافتندى ، همچنان پليد بودندى و پاك نگشتندى الا به آب ، يعنى تيمم در حق ايشان مشروع نبود . پنجم آنكه بر ايشان فريضه بود كه نماز در مساجد كنند و در غير مساجد نمازشان روا نبود . ششم آنكه ايشان را در روزه شرط چنان بود كه چون نماز خفتن بكنند و بخسبند طعام و شراب بر ايشان حرام گشتى تا شب