تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرف النبي ص ( فارسي ) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
آمد گفت : الله اكبر حزبت خيبر انا اذ انزلنا بساحة قوم فساء صباح المنذرين . ( 1 )

معجزهء ديگر :

و از جمله علامات نبوت محمد عليه السلام قرآن مجيد است . كه در آنجا جمع كرده است خبر اولين و آخرين و فصل الخطاب و آن قضاست ميان مردمان و تا دامن قيامت مىخوانند و بر آن عمل مىكنند . ( 2 )

معجزهء ديگر :

عايشه رضى اللّه عنها روايت كرده است كه رسول عليه السلام در مسجد نشسته بود و مهاجر و انصار جمعى در خدمت . اعرابئى بيامد از بنى سليم نام او سعيد بود يا معاذ و سوسمارى گرفته بود و در آستين نهاده و مىآمد تا نزديك رسول آمد و گفت : يا محمد ، به خدا كه از مادر نزاد دروغ‌زن‌تر از تو و نه هيچ كس كه من او را ز تو دشمن‌تر دارم
a
59 و اگر نه از براى كارى بودى ، شمشير خويش بر تو زدمى . امير المؤمنين عمر قصد كرد تا او را هلاك كند . رسول گفت : يا عمر كاد الحليم ان يكون نبيا . اى عمر ، بردبار باش كه نزديك بود كه بردبار پيغمبر باشد . پس روى به اعرابى كرد و گفت : به خدا كه من امينم در آسمانها و ستوده‌ام نزد فريشتگان ، و امينم در زمين و ستوده‌ام نزد آدميان . اى اعرابى ، در مجلس من الاخير مگوى و در حق من سخن راست گوى . گفت : يا محمد تو مرا ملامت مىكنى كه من سخنى حق بگفتم ، سوگند مىخورم به لات و عزى كه من به تو ايمان نياورم تا اين سوسمار گواهى ندهد به رسالت تو . رسول عليه السلام گفت : يا ضب ، خداى تو كيست ؟ گفت : خدا است پروردگار من آنكه در آسمان پادشاهى اوست و در زمين سلطنت و حكم او ، و در تر و خشك راه او . رسول گفت : اى سوسمار ، من كيستم ؟ گفت : تو محمد بن عبد اللّه سيد پيغمبران و امام متقيان و قايد امت به بهشت . رستگارى يافت آنكه به تو ايمان آورد و ترا راست گوى دانست و متابعت تو كرد و نوميد و زيان كار شد آنكه ترا به دروغ داشت و مخالفت تو كرد .