تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرف النبي ص ( فارسي ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
در غزاى تبوك ، و از تنگى معيشت شكايت كردند رسول عليه السلام بقيت زاد ايشان بخواست . ايشان باز جستند و قدر ده عدد خرما پيش پيغمبر آوردند و قوم بسيار بيامدند . رسول عليه السلام دست مبارك بر آن خرما نهاد و گفت بخوريد بسم الله . قوم بخوردند تا همه سير گشتند و آن خرما هنوز به حال خود بود كه هيچ نقصان درو نبود . ( 1 )

معجزهء ديگر :

آن بود كه هم در غزاى تبوك برسيدند به آبى كه حلق يك شخص بيشتر تر نكند و قوم جمله تشنه بودند و به شكايت پيش رسول آمدند . رسول
b
57 عليه السلام يك تير از جعبه بيرون آورد و به صحابيئى داد و گفت : اين تير را ببر و در آن چاه به زمين فرو زن . صحابى همچنان كرد . آب از آن چاه بر جوشيد تا بر سر چاه برآمد و قوم سيراب شدند و آب برداشتند از براى ذخيره . و در آن وقت سى هزار مرد بودند و قومى از منافقان حاضر بودند به تن و غايب بودند به خرد . ( 2 )

معجزهء ديگر :

آن بود كه جماعتى اصحاب با رسول عليه السلام بودند در بعضى سفرها و شكايت كردند از بى آبى و نزديك شده بود به هلاك . رسول عليه السلام گفت : ما توكل بر خداى تعالى كرده‌ايم . پس ركوه‌اى بخواست و چندان آب كه يك مرد را تمام بودى در آن ركوه ريخت و دست در آن ركوه نهاد و از ميان انگشتانش آب مىچكيد ، و بانگ كردند تا مردم حاضر آمدند و آب خوردند و چهارپايان را بدادند و اند هزار مرد بودند و رسول عليه السلام مىگفت : اشهد انى رسول الله حقا . ( 3 )

معجزهء ديگر :

آن بود كه جماعتى بيامدند و از آب شور شكايت كردند با رسول عليه السلام . رسول عليه السلام با ايشان برفت با جماعتى از اصحاب تا به سر چاه ايشان رسيد و پاره‌اى آب دهان در آن چاه انداخت و آن شورى به زمين فرو شد و آبى خوش بر آمد كه خوشتر از آن آب نبود و آن چاه هنوز بر حال خود است و ميراث
شرف النبي ص ( فارسي ) — صفحة 158 | عبد الملك الخركوشي النيسابوري / نجم الدين محمود راوندى