عَنْ دِينِهِ
. الآيه . و رسول را بياگاهانيد كه چگونه با اهل رده حرب كند . رسول عليه السلام گفت كه جبريل در دل من دميد تا بدانستم آنچه خواهد بود . و امير المؤمنين على را گفت كه تو مصاف كنى با جماعتى كه مارق باشند و از طاعت بيرون آمده .
( 1 ) شرف ديگر : خداى تعالى لعنت كرد آنان را كه رسول را رنجانند آنجا كه گفت :
إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ
. پيغامبران پيشين را و رنجها كه از امت خويش ديده بودند ياد كرد در قرآن آنجا كه گفت :
وَ لَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِكَ فَصَبَرُوا عَلى ما كُذِّبُوا وَ أُوذُوا .
و هيچ جاى آن امتان را لعنت نكرد و اين از شرف رسول است .
( 2 )
شرف ديگر :
خداى تعالى تخفيف كرد از امت رسول عليه السلام آنچه از امتان گذشته نكرد . قال اللّه تعالى
a
53
وَ كَتَبْنا عَلَيْهِمْ فِيها أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَ الْعَيْنَ بِالْعَيْنِ .
الآيه . و هيچ ذكر عفو نكرد از قصاصى كه بر ايشان واجب بود . و چون به امت محمد رسيد ذكر عفو كرد و بران تحريض كرد آنجا كه گفت :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصاصُ .
الآيه . پس گفت :
فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَيْءٌ فَاتِّباعٌ بِالْمَعْرُوفِ .
و جاى ديگر گفت :
وَ ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ .
و اين مساهله در حق هيچ امتى نبوده است . و رسول عليه السلام گفت : خداى تعالى عفو كرد امت مرا از خطائى كه بر ايشان رود و فراموشى و آنچه ايشان را به ستم بر آن دارند .
( 3 )
شرف ديگر :
خداى تعالى محمد را مخصوص گردانيد به شرفى كه هيچ پيغمبرى را نبود و آن بانگ نمازست و پيغمبران ديگر را ناقوس و سرو علامت نماز بودى . قال اللّه تعالى ،
وَ رَفَعْنا لَكَ ذِكْرَكَ ،
يعنى هر جا كه ذكر من كنند ذكر تو كنند ، و نام من به نام تو پيوسته است .
( 4 )
شرف ديگر :
خداى تعالى قبلهء پيغمبر بگردانيد از قبلهء پيغمبران پيشين ، و سبب آن بود كه جهودان و ترسايان رسول را عيب مىكردند كه تو نماز به قبلهء ما مىكنى . پس رسول عليه السلام