بر آسمان مىنگريست و منتظر مىبود تا جبريل بيامد و گفت آنچه در دل رسول عليه السلام بود از گردانيدن قبله و آيت آورد :
قَدْ نَرى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّماءِ فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضاها .
گفت : ما ترا بدهيم قبلهاى كه تو بپسندى و آن كعبه است .
( 1 )
شرف ديگر :
خداى تعالى از امت محمد راضى است و در قرآن چند جاى ذكر رضوان كرده است :
لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ
،
رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ
،
وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ .
و موسى عليه السلام گفت :
وَ عَجِلْتُ إِلَيْكَ رَبِّ لِتَرْضى .
و هيچ جا حق تعالى نگفت رضيت .
و در حق امت رسول بىدرخواست چند جايگاه ذكر رضوان كرد .
( 2 )
شرف ديگر :
خداى تعالى امت محمد را فضيلتى و كرامتى داده است كه موسى عليه السلام تمنا كرد كه آن فضيلت به سؤال به دو دهند آنجا كه گفت :
وَ رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ فَسَأَكْتُبُها لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ .
تا آنجا كه :
الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِي التَّوْراةِ .
( 3 )
شرف ديگر :
خداى تعالى انبيا و رسل پيشين را در كارها اختيار بديشان باز گذاشت كه چنان كه خواهند كنند ، و راضى نشد پيغمبر را عليه السلام و امتش را كه اختيار بديشان باز گذارد بلكه خداى تعالى اختيار از براى ايشان خود كرد آنچه ايشان را بهتر باشد ، چنان كه آن وقت كه حمزه را بكشتند رسول عليه السلام عزم چنان كرد كه اگر ظفر يابد بر ايشان چهل مرد را بكشد و مثله فرمايد .
b
53 پس خداى تعالى رسول را مخير كرد ميان آنكه عقوبت مثل كند و ميان آنكه صبر كند و عفو كند از قصاص .
پس اختيار خود كرد و گفت :
وَ اصْبِرْ وَ ما صَبْرُكَ إِلَّا بِاللَّهِ .
قال اللّه تعالى :
وَ إِنْ عاقَبْتُمْ فَعاقِبُوا بِمِثْلِ ما عُوقِبْتُمْ بِهِ .
و همچنين چون رسول عليه السلام مطلع شد بر جنايت جهودان و عزم كرد بر آنكه ايشان را عقوبت فرمايد ، خداى تعالى اختيار عفو كرد از براى رسول و گفت :
مِنَ الَّذِينَ هادُوا يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ ،
تا آنجا كه گفت :
فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اصْفَحْ
و اين لطف را با هيچ پيغمبرى نكرد كه اختيار