آنچه بهتر بود از براى ايشان بكرد . خداى تعالى خبر داد از سليمان آنجا كه تهديد هدهد كرد كه :
لَأُعَذِّبَنَّهُ عَذاباً شَدِيداً ،
الآيه .
و خداى تعالى اختيار عفو نكرد از براى او و او را به خود باز گذاشت در كار هدهد . و همچنين در حق نوح اختيار عفو نكرد آنگاه كه او انتقام مىخواست از قوم .
( 1 )
شرف ديگر :
آن بود كه خداى عز و جل پديد آورد بر آسمان از شكافتن ماه از براى معجزهء پيغامبر و ستارگان كه به شب بر آسمان كشيده شوند كه آن را به تازى شهاب ثاقب خوانند . چنان كه در قرآن است :
فَمَنْ يَسْتَمِعِ الْآنَ يَجِدْ لَهُ شِهاباً رَصَداً .
و اين فضيلت مصطفى را بود و در هيچ عهدى نبوده است .
( 2 ) شرف ديگر : خداى عز و جل قرآن را كه به محمد فرستاد و مخصوص گردانيد به نامهائى كه كتب متقدم را كه به ديگر پيغمبران فرستاد نبود . قرآن كه كتاب خواند و كلام خواند و هدى و رحمت و نور و فرقان و شفا و ذكر و تبيان و جعل و عهد و حكيم و على و مهيمن و صراط مستقيم و صحف مطهره و بيان و بلاغ و بشرى و موعظه و مبارك .
و چون كتب پيشين ياد كرد گفت :
إِنَّ هذا لَفِي الصُّحُفِ الْأُولى
.
وَ آتَيْنا داوُدَ زَبُوراً .
و گفت :
إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْراةَ فِيها هُدىً وَ نُورٌ .
هيچ جا يك نام يا دو بيش ياد نكرد ، و چندين نام قرآن را ياد كرد از براى جلالت و بزرگوارى قرآن . و جلالت قرآن از براى جلالت پيغمبر است عليه السلام ، و از فايده و اختصار كه در قرآنست آنست كه روايت كردهاند از بعضى علما كه كتابى تصنيف كرد در بيان احكام حيض و چند جزو بر آمد . پس يكى از بزرگان مجوس آن كتاب بديد و در آن ميان اين آيت بود كه خداى تعالى گفت :
وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْمَحِيضِ قُلْ هُوَ أَذىً .
آن مجوسى گفت بدانستم كه كتاب مسلمانان حق است كه در نيم آيت چندان بيان است كه در كتابى مبسوط باشد و بدان سبب ايمان آورد به رسول عليه السلام .
( 3 )
شرف ديگر :
آن است كه خداى عز و جل نعمت در حق مصطفى