تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرف النبي ص ( فارسي ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
زيادت از آن كرد كه در حق
a
54 ديگران . و او را تعليم شكر كرد . زيادت بر شكر انبيا ، قال اللّه تعالى : حكاية عن ابراهيم انه قال :
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى الْكِبَرِ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ
. و مدح نوح كرد كه :
إِنَّهُ كانَ عَبْداً شَكُوراً .
و پس تعليم شكر كرد و گفت :
فَقُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي نَجَّانا مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ .
پس رسول را عليه السلام با انبياى پيشين برابر كرد و گفت :
قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ سَلامٌ عَلى عِبادِهِ الَّذِينَ اصْطَفى .
پس افتتاح كتابش به الحمد للّه رب العالمين كرد . و جاى ديگر گفت :
وَ سَلامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ .
( 1 )

شرف ديگر :

خداى عز و جل گفت :
وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِيُّ إِلى بَعْضِ أَزْواجِهِ حَدِيثاً
، و آن چنان بود كه رسول عليه السلام سخنى براز با حفصه بگفت دختر عمر بن الخطاب ، و از جملهء آن سخن اين بود من كه رسول عليه السلام سخنى براز با حفصه بگفت دختر عمر بن الخطاب . و از جملهء آن سخن اين بود كه پدر عايشه ابو بكر صديق و پدر حفصه عمر بن الخطاب پس از من خليفه خواهند بود و كار امت بديشان تعلق خواهد داشت . حفصه از خرمى اين سخن با عايشه باز گفت و او را گفت : پنهان دار . پس خداى عز و جل پيغمبر را بر آن مطلع گردانيد و گفت : و اظهره اللّه عليه . و حفصه را گفت : اين سخن با عايشه گفته‌اى ؟ حفصه گفت : ترا كه خبر داد ؟ گفت : خداى عز و جل مرا خبر داد .
نَبَّأَنِيَ الْعَلِيمُ الْخَبِيرُ
. ( 2 )

شرف ديگر :

خداى عز و جل وعدهء مؤمنان داد كه ايشان را خلافت دهند در زمين و دين كه از براى ايشان پسنديده است بر ايشان ممكن دارد و ايشان را امن دهد پس از خوف تا خداى را عبادت كنند . و اين آيت است كه خداى تعالى گفت :
وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ
، و اين دليلى ظاهر و حجتى باهرست بر راستى قرآن كه هر چه وعده فرموده است حاصل است . كه امت رسول در بلاد مشرق و مغرب ممكن‌اند و عزيز و از كسى نمىترسند بجز از خداى تعالى و خداى را عبادت مىكنند .
شرف النبي ص ( فارسي ) — صفحة 148 | عبد الملك الخركوشي النيسابوري / نجم الدين محمود راوندى