تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التشريف بالمنن في التعريف بالفتن ( الملاحم والفتن في ظهور الغائب المنتظر ( ع ) ) ( فتنه و آشوبهاى آخر الزمان ) ( فارسى ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
عمر گفت : من ميدانم كه اين مشكل كجا بايد حل شود گفتند : مثل اينكه قصد تو على بن ابى طالب عليه السّلام است ؟ گفت : آرى ، چگونه دست ما بدامن او خواهد رسيد ؟ گفتند : شخصى را خدمت آن حضرت بفرست تا نزد تو بيايد گفت : نه ، او مقام شامخى از هاشم و علمى نافع دارد ما بايد نزد او روانه شويم نه اينكه آن حضرت ( نزد ما ) بيايد در صورتى كه خانهء او خانهء حكمت و معرفت است ، بلند شويد تا بحضور آن بزرگوار مشرف شويم همين كه خدمت آن حضرت آمديم ديديم كه پاى ديوار خود زمين را بيل مىزند و اين آيه را ميخواند :
أَ يَحْسَبُ الْإِنْسانُ أَنْ يُتْرَكَ سُدىً
« 1 » و گريه مىكند . صبر كردند تا آن حضرت از گريه آرام شد ، از آن بزرگوار تقاضا كردند كه نزد آن گروه آمد و آستين پيراهن آن حضرت دو نصف ( يعنى پاره ) بود ، آنگاه بعمر گفت : يا امير المؤمنين براى چه اينجا آمدى ؟ گفت : امرى اتفاق افتاده ، شريح ميگويد : عمر به من دستور داد تا قضيه را براى على عليه السّلام شرح دادم ، على عليه السّلام به من فرمود : تو چگونه حكم كردى ؟ گفتم : من حكم اين مسأله را نميدانم . آن حضرت چيزى را از زمين برداشت و فرمود : حكم اين مسأله از اين آسان‌تر است ، آنگاه آن دو زن را با ظرفى احضار فرمود و آن طرف را به يكى از آنها داده فرمود : شير خود را در اين ظرف بدوش ! آن زن شير خود را در آن ظرف دوشيد ، آن حضرت آن ظرف شير را وزن كرد و به زن دومى داده فرمود : شير خود را در اين ظرف
هامش
( 1 ) سورهء قيامت ، آيه ( 36 ) يعنى : آيا اين انسان گمان مىكند كه مهمل و بدون حساب واگذار مىشود - مترجم .