شوند ، به شوهر خود گفت : آن چيزى كه من در خواب ديدم خواب را از من گرفته ، در خواب ديدم كه ابرى آمد و رعد و صاعقهاى ايجاد كرد و سوخت و بر هر جاى زمين هم كه واقع ميشد آن را ميسوزانيد و بعد از آن غير از غرقشدن چيزى نبود ، تعبير اين خواب اين بود كه سيل عرم بر آنها جارى شد ، همين طريقهء سابق الذكر در موقع مردن آب دهان خود را در دهان سطيح انداخت و بدين وسيله سطيح فالگير شد ، و قبر طريفه در جحفه است .
نيز ميگويد : چشمهء ابو نيزر از صدقات امير المؤمنين على عليه السّلام است و ابو نيزر غلام حبشى بود از على عليه السّلام كه در اين چشمه كار ميكرد .
ايضا مينگارد : مردى را نزد عمر آوردند كه ديگرى او را زده بود و يك قسمت از زبان او بطورى قطع شده بود كه نميتوانست حرف بزند ، عمر نميدانست كه ديهء اين زخم چقدر است ، على عليه السّلام بعمر دستور داد كه ببين مخرج كدام يك از حروف تهجّى ( ا ب ت ث ) كه بيست و هشت حرفند قطع شده ، مخرج هر يك از آنها كه قطع شده باشد بايد به قدر آن ديه پرداخته شود .
نيز ميگويد : از ابو حنيفه پرسيدند : لا شىء ما هو ؟ يعنى ناچيز چيست نتوانست جواب بگويد ، پس مردى را با الاغى فرستاد خدمت امام جعفر صادق عليه السّلام و گفت : اين الاغ را براى فروش به آن حضرت عرضه كن اگر فرمود : قيمت آن چقدر است بگو : لا شىء و به بين كه چه ميگويد : آن مرد اين كار را كرد و امام صادق عليه السّلام فرمود :
قيمت اين الاغ چقدر است ؟ گفت : لا شىء امام عليه السّلام فرمود : ما هم اين الاغ را به اين قيمت خريديم ، تو برو نزد سراب كه آن لا شىء خواهد
التشريف بالمنن في التعريف بالفتن ( الملاحم والفتن في ظهور الغائب المنتظر ( ع ) ) ( فتنه و آشوبهاى آخر الزمان ) ( فارسى ) — صفحة 178
مساهمون: السيد ابن طاووس
ص١٧٨