بدوش ! آن زن نيز اطاعت كرد و على عليه السّلام اين ظرف را هم وزن كرد و به آن زنى كه شيرش سبكتر بود فرمود : دختر خود را بگير و به آن زنى كه شيرش سنگينتر بود فرمود : پسر خود را بگير .
سپس متوجه عمر شد و فرمود : آيا نميدانى كه خداى تعالى ( مقام ) زن را از مقام مرد پستتر قرار داده و عقل و ميراث زن را كمتر از عقل و ميراث مرد قرار داده ، همين طور شير دختر از شير پسر سبكتر خواهد بود ؟ ! عمر گفت : يا ابا الحسن حقا كه ارادهء خدا ( راجع بخلافت ) به تو تعلق گرفته ولى قوم تو زير بار نرفتند ، على عليه السّلام فرمود :
اى ابا حفص سخن را كوتاه كن .
إِنَّ يَوْمَ الْفَصْلِ كانَ مِيقاتاً
« 1 » ( فصل پنجم : ) سيد بن طاوس گويد : در كتاب ( من قدّمه علمه ) تاليف هلال ابن محسن در ضمن حديث طولانى ديدم كه اين مسأله را ( مسألهاى كه در فصل چهارم گذشت ) از مولاى ما على عليه السّلام پرسيدند و آن حضرت جواب واضحى فرمود و آنچه در اينجا راجع به شير فرمود : در آن جا نيز فرموده است .
[ اعتراف شريك و ابن ليلى از ارث بردن دختر ]
( فصل ششم : ) در مجموع مرزبانى مرقوم است كه غلام مهدى عباسى از دنيا رفت و آب و ملك و اثاثيهء زيادى از او بجاى ماند ، و وارث او فقط يك دختر بود ، مهدى عباسى به نوح بن درّاج كه قاضى او بود دستور داد تا نظرى
هامش
( 1 ) سورهء عمه ، آيهء ( 17 ) يعنى : روز تشخيص وعدهگاه خواهد بود ، يعنى :
در آن روز به حساب من و تو رسيدگى ميكنند - مترجم