[ تزويج ام كلثوم بدون شاهد ]
( فصل هفتم : ) امير المؤمنين عليه السّلام دختر خود امّ كلثوم را بدون شاهد براى عمر ابن خطاب تزويج كرد ، موقعى كه او را بخانهء عمر فرستاد فرمود : بعمر بگو حاجتى كه تو به من دارى روا نخواهد شد ، وقتى كه امّ كلثوم نزد عمر آمد عمر دست خود را به او زد : او گفت : چرا دست خود را به بدن زن نامحرم ميزنى ؟ گفت : من شوهر تو هستم امّ كلثوم گفت : آيا نبايد با من مشورت كنى و قبل از عقد از من اجازه گرفته باشى ؟ عمر فورا دست خود را عقب كشيد .
[ شرح حال ( سردوس ) و استعمال ( هامان ) ]
( فصل هشتم : ) سيد بن طاوس ميگويد : يكى از علل طولانى شدن سلطنت فرعون و تأخير نفرين موسى و هارون عليهما السّلام آن است كه ما از بعضى از تفسيرها در ذيل اين آيه كه موسى و هارون عليهما السّلام ميگويند :
رَبَّنا إِنَّكَ آتَيْتَ فِرْعَوْنَ
الى آخر آيه روايت كرديم كه خدا به موسى و هارون وحي كرد : جهت اينكه ما عمر فرعون را طولانى كرديم اين است كه فرعون امنيت شهر را حفظ مىكند و با بندگان ما مدارا مينمايد و انتقام از ظالم و فريادرسى را دوست ميدارد ، و اينكه او ادعاى خدائى مىكند ضررى به ما نميرساند .
( فصل نهم : ) در جلد هشتم كتاب معجم البلدان مينگارد : فرعون بهامان دستور داد كه نهر سردوس را حفر كند ، موقعى كه هامان مشغول حفر جوى شد اهالى قريهها هر كدام مىآمدند و مالى ميدادند كه عبور آن نهر از قريهء آنها باشد ، هامان گاهى آن نهر را به طرف مشرق و گاهى به طرف مغرب و گاهى به طرف قبله ميبرد و بدين وسيلهء از هر قريهاى مبلغى ميگرفت تا اينكه صد