جهاد نيست و امام آنها أبو موسى اشعرى خواهد بود .
سيد بن طاوس گويد : منظور آن حضرت أبو موسى اشعرى و جمعيتى است كه با او در مدينه ماندند و با على عليه السّلام بجنگ دشمنان نرفتند .
[ اخبار پيغمبر صلى الله عليه و آله از عهدشكنى امت در بارهء على عليه السلام ]
( باب بيست و يكم : ) سالم حنفى ميگويد : على عليه السّلام در مكان وسيعى در بين صد نفر گفتگو ميكرد . بعد از آن دو مرتبه فرمود : قسم بخداى آسمان و زمين كه دوست من رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله به من خبر داد كه بعد از آن حضرت اين امت با من بيوفائى ميكنند و اين موضوع حتما عملى خواهد شد و كسى كه افتراء ببندد بيچاره مىشود .
انس بن مالك گويد : من و رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله با على عليه السّلام در يكى از حياطهاى مدينه بوديم ، موقعى كه عبور ما بباغى افتاد على عليه السّلام گفت :
يا نبى اللَّه صلى اللَّه عليه و آله اين باغ عجب منظرهء زيبائى دارد ، پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله در جوابش فرمود : باغى كه تو در بهشت دارى از اين باغ بهتر است ، بعد از آن بباغ ديگرى عبور كرديم و على عليه السّلام گفت : يا رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله اين باغ هم خيلى خوب است آن حضرت در جواب فرمود : يا على باغى كه تو در بهشت دارى از اين باغ نيكوتر است .
سپس پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله سر خود را بشانهء من نهاد و گريه كرد ، علي عليه السّلام گفت : يا رسول اللَّه براى چه گريه ميكنى ؟ فرمود : براى آن كينههائى كه در سينهء يك عدهاى در بارهء تو موجود است و آنها كينههاى خود را آشكار نميكنند تا موقعى كه مرا از دست بدهند .