تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التشريف بالمنن في التعريف بالفتن ( الملاحم والفتن في ظهور الغائب المنتظر ( ع ) ) ( فتنه و آشوبهاى آخر الزمان ) ( فارسى ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
خروج ميكنند و آنها را ميكشند واى بر شما از آنها و واى بر آنها از شما ، من شهدائى غير از آنهائى كه در بدر با محمّد صلى اللَّه عليه و آله بودند از آنها افضل نمىدانم . بعد از آن فرمود : پاى حمارى يا فكّ آن را براى من بياوريد . من پاى حمار مرده‌اى را براى او آوردم ، آن بزرگوار آن را در موضع سم استر فرو برد ، وقتى كه حسين صلوات اللَّه عليه كشته شد من آمدم و پاى آن حمار را از جاى خون او خارج كردم و ياران او را ( ديدم ) كه در اطرافش به زانو در آمده بودند . مترجم گويد : معنى ذيل باب ( 25 ) درست نيست ولى وظيفه ، ترجمه بود . ( باب بيست و ششم : ) عبد اللَّه بن يحياى كندى از پدرش روايت كرده كه گفت : ما با على ابن ابى طالب عليه السّلام از صفين مراجعت ميكرديم همين كه محاذى نينوا رسيديم على عليه السّلام با صداى بلند فرمود : يا أبا عبد اللَّه عليه السّلام در شط فرات صبر كن ، حسين عليه السّلام متوجه آن حضرت شد و گفت : براى چه يا امير - المؤمنين ؟ فرمود : رفتم خدمت رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله ديدم چشمان او پر از اشگند ، گفتم : پدر و مادرم فداى تو باد چرا گريه ميكنى ؟ فرمود : چند دقيقهء قبل جبرئيل نزد من بود ، به من خبر داد حسين عليه السّلام بشط فرات كشته خواهد شد آيا مايلى كه من از خاك او براى تو بياورم تا ببوئى ؟ گفتم : آرى پس دست خود را دراز كرد و يك مشت خاك آورده به من داد چون آن خاك را ديدم چشمانم از اشگ خشگ نميشوند . ( باب بيست و هفتم : ) محمّد بن جرير طبرى در تاريخ خود ميگويد : روزى معاويه نزد بنى هاشم آمد و گفت ، شما بنى هاشمين ميخواهيد همانطور كه استحقاق نبوّت