[ موقعى كه معاويه ادعاى خلافت كرد پيغمبر صلى الله عليه و آله امر به قتل او فرمود ]
( باب نوزدهم : ) محمود بن لبيد از قوم عبد الاشهل كه در جنگ بدر حضور داشتند روايت كرده كه گفتند : ما نزد رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله بوديم و معاويه نيز با ما بود رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله با انگشت خود به شكم معاويه اشاره كرد و فرمود : روزى بيايد كه اين معاويه ادعاى امارت و سلطنت كند وقتى كه ديديد اين ادعا را كرد شكم او را پاره كنيد .
و در حديث ديگر از أبو سعيد روايت كرده كه : پيغمبر خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود : موقعى كه معاويه را در منبر من ديديد او را بكشيد . و در روايت ديگر است كه مولاى ما على عليه السّلام فرمود : معاويه فرعون اين امت و عمر و بن عاص هامان آنست .
[ مذمت ابو موسى اشعرى و مدح اهل بيت عليهم السلام ]
( باب بيستم : ) سلمان فارسى ميگويد : از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله شنيدم كه ميفرمود :
امت من بسه فرقه خواهند شد : يك فرقهء آن بر حقند ، و باطل چيزى از آن فرقه را ناقص نخواهد كرد ، آن فرقه اهل بيت مرا دوست دارند و مثل آنها چون طلاى احمرى است كه صاحب آن ، آن را نگاه دارد و جز خير چيزى در آن نخواهد بود .
و يك فرقهء آن بر باطلند ، و حق چيزى از آن را ناقص نميكند اين فرقه داراى بغض من و اهل بيت منند ، مثل آنان چون آهن خبيثى است كه صاحبش آن را طعمهء آتش قرار دهد زيرا كه چيزى جز شرّ براى او نخواهد داشت .
و يك فرقهء اين امت بر ملّت سامرى بوده گاهى به اين طرف مايل و گاهى به طرف ديگر راغبند . نميگويند : لمس نيست بلكه ميگويند :