چرا و با و هجوم ملخها و ديگر بلاها براى هميشه ادامه ندارد تا همه چيز در عالم هستى نابود شود بلكه گاه پديد مىآيند و پس از چندى مىروند ؟
نمىبينى كه جهان هستى از آن بلاهاى بزرگ در امان است و تنها گاه به اين درد و بلاهاى آسان گرفتار مىشود ؟ اين براى آن است كه مردم ادب شوند و استقامت يابند . اين بلاها هميشه ادامه ندارد ، بلكه آنگاه كه مردم نااميد مىشوند بر طرف مىگردند . وقوع آنها براى مردم درس عبرت و موعظه و رفتن و برداشتن آنها نيز رحمت و لطف الهى است .
ملحدان و اصحاب مانى حكمت سختيها و بلاهايى را كه بر مردم وارد مىشود انكار مىكنند . آنان مىگويند : اگر جهان هستى آفرينشگر با رأفت و مهربانى داشت ، چرا اين بلاها و مصيبتها در آن پديد مىآيد ؟ آنان چنين مىخواهند كه انسان در اين دنيا نبايد هيچ دشوارى و بلايى بچشد . او بايد همواره خوش باشد .
در حالى كه اگر انسان اين گونه باشد ، استكبار ، سرمستى و راحتى ، او را به فساد در دين و دنيا مىكشانند . چنان كه بسيارى از رفاهطلبان و كسانى كه در امن و آسايش رشد مىكنند در اين فسادها سقوط مىكنند . اينان گاه حتى فراموش مىكنند كه انسان هستند ، پروردگار و سرپرستى دارند ، زيانى به آنان خواهد رسيد ، ناخواستهاى برايشان واقع مىشود ، بايد ضعيفان را يارى كنند ، فقيران را كمك رسانند ، بر مبتلايان و گرفتار آمدگان رحم كنند و براى ناتوانان و بيچارگان دل بسوزانند . امّا هنگامى كه انسان در سختيهايى گرفتار آمد و طعم تلخ آنها را چشيد ، موعظه مىشود و چشم خود را در برابر آنچه بيش از اين نمىدانست و از آنها در غفلت بود مىگشايد و به بسيارى از وظايف خود آگاه مىشود و به آنها مىپردازد .
التوحيد ( شگفتيهاى آفرينش ) ( فارسى ) — صفحة 153
مساهمون: المفضل بن عمر الجعفي
ص١٥٣