دست آورند و مستحق و شايسته آنها باشند . در اين صورت نعمت آدمى مضاعف است . اگر در برابر سعى و كوشش و مجاهدهء او در اين دنيا به او پاداش دهند و در اين دنيا نيز [ با داشتن اختيار و انتخاب عمل صالح ] راه كسب استحقاق و تلاش برايش باز گردد بيشتر خوشحال و متلذذ مىشود .
اگر بگويند : آيا گاه نمىبينيد كه انسانى بدون آنكه تلاش كند و مستحق باشد نعمتى به او مىرسد و او شادمان مىگردد و آرامش مىيابد ؟ ، پس چرا در امر پاداش آخرت اين امر باعث راحتى و خوشحالى انسان نباشد ؟
در پاسخ گفته مىشود : اين درى است كه اگر به روى مردم گشوده شود ، گويى چون سگ هار مىشوند و به بدترين فسادها و ارتكاب محرّمات دست مىزنند . كسى كه خويش را از انجام يك عمل فاحشه باز مىدارد يا در كار نيكى سختى و ناگوارى را بر خود هموار مىكند مىداند كه سرانجام پاداش مىبيند و به بهشت مىرود . اگر مردم از حساب و عقاب روز قيامت هراس نداشتند چه كسى جان و ناموس و مالش در امان بود ؟ زيان اين كار پيش از آخرت در همين دنيا گريبان مردم را مىگرفت . نيز در اين صورت عدالت و حكمت هيچ معنى و فايدهاى نداشتند و در اين وقت حكمت و تدبير در كار آفرينش به زير سؤال مىرفت و به آن طعنه مىزدند و همه چيز در غير جاى خود قرار مىگرفت .
[ چرا بلاها هم براى فاجر است و هم براى صالح ؟ ]
گاه مردم گرفتار بلايى مىشوند كه نيكوكار و بدكار را فرا مىگيرد ، گاه نيز انسانهاى نيكوكار دچار مىشوند و بدكاران مىرهند . اينان مىگويند : اين امر با تدبير و حكمت نمىسازد پس چه دليلى دارد ؟