تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التوحيد ( شگفتيهاى آفرينش ) ( فارسى ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
تقدير حساب شده در آفرينش اين حيوان ريز از كجا سرچشمه مىگيرد ؟ در زندگى « مور » و همكارى انبوه آنها در گردآورى روزى و آماده كردن آن نيك بنگر . بنگر هنگامى كه دسته‌اى از آنها دانه‌ها را به محلّ مرتفعى مىبرند و ذخيره مىسازند انسان به ياد تلاش مردم در انتقال غذا به خانه مىافتد ، بلكه مور در اين كار بيش از انسان كمر همّت مىبندد و جدّ و تلاش دارد . نمىبينى همانند انسانها نيز در حمل و انتقال دانه و غذا به لانه ، يك ديگر را يارى مىدهند ؟ آنها دانه را به دو نيم مىكنند تا دانه در لانه سبز نشود و كارشان را خراب نكند ، اگر آبى به دانه‌ها رسيد ، آنها را بيرون مىآورند و خشك مىگردانند . نيز موران جز در جاهاى بالا و بلند مسكن و لانه نمىگزينند تا مبادا آب در آن ريزد و غرقشان سازد . اينها همه نه از سر انديشه و عقل و شعور كه از غريزه و سرشتى است كه خداى جلّ و علا به خاطر مصلحت در آنها نهفته است . به « ليث » كه مردم آن را « شيرمگس » مىگويند بنگر كه چگونه در كسب روزى و معاش ، نيروى فريبندگى مدارا به او داده شده است ؟ وقتى كه « شيرمگس » حس مىكند كه در نزديكى او مگس است ، آن را مهلت مىدهد و قدرى خود را بىحركت نگاه مىدارد . مگس مطمئن مىشود كه مرده است در نتيجه از آن غفلت مىكند . ناگاه با حركتى دقيق ، حساب شده و سريع آن را مىگيرد . آنگاه با تمام وجود آن را در بر مىگيرد كه مبادا از چنگش آزاد شود . همچنان در اين حالت نگاهش مىدارد تا وقتى كه حس مىكند سست و بىجان شده در اين وقت آن را مىدرد و مىخورد و بدين وسيله زنده مىماند . « عنكبوت » نيز آن تار را مىتند و از آن به عنوان دام مگسها استفاده مىكند . در اين زمان خود را در ميان تارها پوشيده مىنمايد . آنگاه كه مگس در