تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التوحيد ( شگفتيهاى آفرينش ) ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
آنگاه براى جوجه‌اش دانه‌ها را برآورد ؟ چرا اين گونه خود را در رنج و سختى مىافكند و حال آنكه عقل و انديشه ندارد و از جوجه‌اش انتظارى كه آدميان از فرزند دارند ؛ مانند : فخر ، عزت ، يارى و ماندگارى نام ندارد ؟ خداوند جلّ و علا از سر لطف و كرامت ، چنان تدبير نموده كه او بدون انديشه در اين امور ، از سر غريزهء خدادادى جوجه‌اش را دوست دارد و غذايش دهد تا نسل آنها پايدار ماند . بنگر كه مرغ چگونه شور تخمگذارى و پرورش جوجه در سر دارد حال آنكه جاى و لانهء مناسبى براى گرد آوردن تخمها در آن ندارد ؟ مرغ در اين زمان برانگيخته مىشود . تخم مىگذارد و گرسنه مىماند و چيزى نمىخورد تا تخمهايش گرد آيند و آنها را بپروراند و جوجه گرداند . راستى آيا اين جز براى ماندگارى نسل است ؟ و با اينكه مرغ درك و انديشه ندارد - چرا براى بقاى نسل اين گونه مىكوشد ؟ آيا جز براى آن است كه آفرينشگر حكيم اين نيرو را در سرشت و غريزهء او نهاده است ؟

[ آفرينش تخم پرندگان و تدابير نهفته در آن ]

از آفرينش تخم پرنده درس عبرت گير . در آن ، مادهء زرد رنگ و آب رقيق و سفيد نهاده شده . بخشى براى آنكه جوجه به هم رسد و بخش ديگر براى تغذيه آن است تا آنگاه كه تخم را بشكافد و بيرون آيد . در تدابير نهفته در اين امور بنگر . از آنجا كه رشد جوجه در درون آن جداره‌ها و لايه‌هاى سخت است و هيچ چيز به درون آن راه ندارد ، در درون آن ، آنقدر غذا تعبيه شده كه جوجه را تا هنگام بيرون آمدن بس باشد . جوجه به يك زندانى مىماند كه در درون زندانى محبوس است و
التوحيد ( شگفتيهاى آفرينش ) ( فارسى ) — صفحة 107 | المفضل بن عمر الجعفي / نجفعلى ميرزائى