« دلفين » هم كه پرنده شكار مىكند ، هنگامى كه در ميان آب است ، نيرنگ او براى شكار اين گونه است : يك ماهى را مىگيرد ، مىكشد و آن را بر روى آب مىنهد تا بر آب بماند . آنگاه در زير آن مخفى مىشود . آب را حركت مىدهد تا از بيرون آب پيدا نباشد وقتى كه پرنده بر ماهى نشست حمله مىبرد و آن را فرا چنگ مىآورد .
[ افعى و ابر ]
مفضّل مىگويد : عرض كردم : آقا ! از ماجراى افعى و ابر بگوييد . امام عليه السّلام - فرمود : ابر [ از جانب خداى جلّ و علا ] گويى كه وكيل است تا هر جا كه افعى را بيابد بربايد بهگونهاى كه آهنربا آهن را مىربايد . از اين رو آنگاه كه فصل باران و ابر است اين حيوان از هراس ابر ، سر از خاك بيرون نمىآورد ، تنها هنگامى سر بيرون مىآورد كه هوا بسيار گرم باشد و ابرى در آسمان نباشد .
عرض كردم : چرا بايد ابر در كمين افعى باشد و اگر آن را ديد بربايدش ؟
فرمود : تا مردم را از شر آن خلاصى دهد .
[ مورچه ، شير مگس ، عنكبوت و سرشت آنها ]
مفضّل مىگويد : عرض كردم : آقاى من ! در بارهء زندگى چهارپايان نكاتى فرموديد كه هر كه اهل و سزاوار است درس عبرت مىگيرد ، حال در باره مورچه ريز و درشت و پرنده بفرماييد . حضرت - عليه السّلام - فرمود : در صورت كوچك مورچه بنگر آيا در آنچه كه به مصلحت اوست و به آن نيازمند است كمبودى مشاهده مىكنى ؟ جز حكمت آفرينشگر در ريز و درشت آفرينش ، اين حكمت و