است تا آدمى از آلودگى و بيماريهاى گونهگون جان سالم به در برد ؟
[ راز هوش حيواناتى چون بز كوهى ، روباه و دلفين ]
اى مفضّل ! در هوش حيوانات انديشه كن و بنگر كه خداوند جلّ و علا چگونه از سر لطف و رحمت و براى آنكه حيوانات بىعقل و انديشه از نعمتى محروم نگردند در سرشت آنها هوش و كياست نهاد ؟
نوعى بز نر كوهى از مارها تغذيه مىكند بر اثر آن ، تشنگى سختى مىيابد .
از هراس آنكه مبادا سمّ در جانش منتشر شود و او را هلاك گرداند ، بر كرانه آب مىايستد ، بسيار ناله مىزند و صدا مىكند ولى ذرهاى از آن نمىنوشد ؛ زيرا اگر بنوشد به زودى هلاك مىگردد .
بنگر كه سرشت اين حيوان چگونه آفريده شده كه از هراس زيان نوشيدن آب ، آن تشنگى شديد را بر خود هموار مىسازد ؟ براستى كه حتى انسان انديشمند و عاقل نيز غالبا در چنين زمانى تحمل و خويشتندارى نمىتواند .
« روباه » نيز هنگامى كه گرسنگى شديد بر او غالب مىآيد ، به پشت مىخوابد . شكمش را باد مىكند تا پرندهاى مردهاش بپندارد . وقتى كه بر آن نشست روباه بر آن مىجهد ، به چنگش مىآورد و آن را مىخورد . جز آن كسى كه اين گونه و از راه اين حيله متكفل روزى روباه شده چه كسى روباه بىعقل و انديشه را بر اين نيرنگ يارى داده است ؟
همچنين از آنجا كه روباه از آن صولت و قدرت و توان حملهورى ديگر درندگان برخوردار نيست به او هوش و ذكاوت داده شده تا از راه نيرنگ و فريب زندگى كند .