پس مو ، كرك و پشم در حكم پوشاك حيوانات و سمهاى گونهگون در حكم كفش آنهاست .
[ حيوانات در وقت احساس مرگ خود را پنهان مىكنند ]
اى مفضّل ! در ويژگى شگفتى كه در آفرينش چهارپايان نهاده شده بينديش . آنها وقتى كه مردند مانند انسانها كه يك ديگر را در خاك مىنهند خود را مخفى مىكنند . و اگر چنين نبود اين همه مردار حيوانات وحشى ، درندگان و جز آن كجاست كه پيدا نيست ؟ اين حيوانات كه اندك نيستند تا پيدا نباشند . حتى اگر كسى بگويد شمارهء آنها بيش از مردم است سختى راست گفته است .
در كوه و صحرا به دستههاى انبوه آهوان ، گاوهاى وحشى ، گورخران ، گوزنها و بزهاى كوهى و همچنين به درندگانى چون شيرها ، پلنگها ، گرگها ، كفتارها و . . . و به حشرات و جنبندگان روى زمين و به دستههاى پرندگانى چون كلاغها ، سنگخوارهها ، غازها ، كبوتران و پرندگان درنده و گوشتخوار بنگر . اين همه حيوان گونهگون وقتى كه مىميرند جز شمار اندكى كه صيادى شكار كند و يا درندهاى به درد هيچ كدام پيدا نيستند .
اين حيوانات وقتى كه احساس كردند كه زمان مرگشان فرا رسيده در جاى پست و گودى مخفى مىشوند و در همان جا مىميرند . اگر چنين نبود تمام دشت [ و كوه و دريا ] از بوى گنديده و فساد آنها فاسد مىشد و بيماريهاى كشندهاى چون و با در همه جا منتشر مىگشت .
بنگر كه چگونه اين خصلت آدمى كه آن را در آغاز آفرينش انسان ، از به خاكسپارى كلاغى توسط كلاغ ديگر فرا گرفت در سرشت حيوانات نهاده شده