نفوذ كند و براحتى در ارتفاع بالا بماند و پرواز كند .
از آنجا كه حكمت ، چنين تعلق گرفت كه غذاى پرندگان از دانه و گوشت باشد و بايد آنها را بدون جويدن فرو برد ، همانند لب و دندان آدمى براى آنها آفريده نشد بلكه منقارى تيز و سخت به آنها داده شد تا غذا را با آن برگيرند و بخورند و از چيدن و شكستن دانههاى سخت [ از زمين ناهموار ] پاره نشود و از پاره كردن گوشت نشكند .
از آنجا كه پرنده دندان ندارد و دانه را سالم و گوشت را سخت و ناپخته فرو مىبرد در درون آن حرارتى نهاده شده كه دانه را چنان خرد و آسياب مىكند كه از جويدن مستغنى مىگردد . به خاطر نبودن اين نيرو در انسان [ اگر اين دانهها را آدمى ناجويده فرو برد ] به همان شكل سالم دفع مىگردد ولى همين دانههاى سالم در درون پرنده چنان خرد مىگردد كه اثرى از آن نمىماند .
نيز تقدير چنان شد كه پرندگان تخم گذارند و بچه نزايند تا در وقت پرواز سنگين نباشند . اگر فرزند در شكم آنها بماند تا قوى شود [ چنان كه در پستانداران چنين است ] ، سنگينى آن ، آنها را از برخاستن و پرواز نگاه مىدارد . پس همه چيز پرندگان چنان آفريده شده كه با ويژگيهاى آنها متناسب و هماهنگ باشد .
آنگاه پرندهاى كه غالبا در پرواز و گشت است ، گاه هفتهاى ، برخى دو هفته و برخى ديگر سه هفته بر تخم خود مىخوابند تا آن را بپرورانند و جوجه از تخم بيرون آيد . چون جوجه بيرون آمد باد در دل جوجه مىدمد تا چينهدانش گشاده گردد و بتواند غذا را جاى دهد . آنگاه او را غذايى مناسب و سازگار مىدهد و بزرگ مىكند .
چه كسى تدبير چنان نموده كه او غذا و دانه برچيند و در چينهدان ريزد و
التوحيد ( شگفتيهاى آفرينش ) ( فارسى ) — صفحة 106
مساهمون: المفضل بن عمر الجعفي
ص١٠٦