تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث تشبيه) (فارسى) — صفحة 419

مساهمون:

ص٤١٩
كوبيد . گفتند : كيست كه در مىزند ؟ گفت : معروف ! پرسيدند : بر چه دينى ؟ پاسخ داد : بر اسلام . و پدر و مادرش نيز مسلمان شدند . اين داستان را به همين شكل ، امام قشيرى از استاد خود ، امام پر آوازه در سرزمينها ، همو كه صحيح بخارى و كتابهاى ديگر را نزد ناقدان خوانده است ، ابوعلى دقّاق نقل كرده است . ابن خلّكان و ديگر اهل فنّ در يادكرد اين ماجرا ، از امام قشيرى پيروى كرده‌اند . همچنين ، اين داستان در « المجمع » به عنوان تكمله ، از « الصفوة » ابن جوزى نقل شده است . عبداللَّه بن صالح گفته است : خداوند معروف را در كودكى فرا خواند و برگزيد . پدرم ياد مىكرد كه عيسى برادر معروف ، مىگفت : من و برادرم معروف ، نصرانى بوديم و در دبستانهاى نصارى درس مىخوانديم . معلّم به كودكان چنين مىآموخت : پدر و پسر . و بردارم معروف فرياد مىزد : خدا يكى است ، خدا يكى است . به همين سبب ، روزى معلّم او را به سختى كتك زد و معروف گريخت . مادرم هماره مىگريست و مىگفت : سوگند كه اگر خداى متعال پسرم را به من باز گرداند ، او را در هر دينى كه پذيرفته باشد ، پيروى خواهم كرد . معروف پس از چند سال ، نزد مادرم آمد . مادر به دو گفت : پسرم ! تو چه دينى دارى ؟ وى گفت : اسلام . مادر گفت : گواهى مىدهم كه خدايى جز خداى يكتا نيست و گواهى مىدهم كه محمّد بنده و فرستادهء اوست . بدين ترتيب ، من و همهء افراد خانواده ، مسلمان شديم . ع لّا مهء محدّث ، ابن حجّر مكّى در « الصواعق المحرقة » در شرح حال امام علىِ رضا - رضي اللَّه عنه - مىنويسد : معروف كرخى ، استاد سرى سقطى ، در شمار ياران او بوده و به دست وى مسلمان شده است . معاصر ابن حجر ، شيخ مشايخ ما در حديث ، امام عبدالوهّاب شعرانى در طبقاتش ، در شرح حال معروف مىگويد : وى از ياران على بن موسى الرضا - رضي اللَّه عنه - بود و داوود طايى - رضي اللَّه عنه - را همراهى كرد . حرالى و مناوى نيز چنين سخنانى دارند و تصريح كرده‌اند كه معروف از مولايش امام رضا امورى را فرا گرفته است . پنهان نيست كه يافعى و مكّى ، هر دو ، در طبقه‌اى