تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث تشبيه) (فارسى) — صفحة 417

مساهمون:

ص٤١٧
اين ميان ، به طريقت اشاراتى ضمنى مىرفته است . بيشتر آيات و احاديث ، به گونهء روشن و مفصّل ، به شريعت مىپردازند و برخى از آنها ، به گونهء اشارت و اجمال ، طريقت را اثبات مىكنند . پس فضيلت اين امر آشكار و روشن - كه توجّه كلّى بدان بوده - كلّى است و فضيلت امورى جز آن ، هر چند كه ارزشمندتر و والاتر و گرانبهاتر باشند ، جزئى است . » شگفتا ! هر آينه ، اين اهتمام به شريعت ، تنها از آن رو كه شريعت وسيله‌اى است به سوى طريقت ، صورت گرفته است تا كسانى كه توان رسيدن به معرفت حقيقى را - كه علّت غايى و فرجام آرزوست - دارند ، بدان دست يازند . بنابراين ، فضيلت كلّى از آن طريقت و نه از آن شريعت كه وسيله است ، مىباشد . در غير اين صورت ، مقصود حقيقى - كه نزديكى به ذات خداى متعال است - طفيلى خواهد شد و چه سخنى گزاف‌تر از اين ؟ ! خدا به مراتب ، از چنين گفتارى والاتر است . علاوه بر اين - همان گونه كه خواهى ديد - دانشمندان در برترى بخشى شيخين بر على در دانش شريعت ، چند دسته‌اند ؛ و آن گونه كه آثار برگزيده نشان مىدهند ، حقّ آن است كه على در آموزش شريعت و در غزوات و بر انگيختن مردمان شريك آن دو بوده است . بله اين دو تن ، به ويژه ابوبكر صدّيق ، در نشر اسلام و يارى نبىّ اكرم صلى الله عليه و آله در آغاز بعثت ، ويژگى دارند ؛ همان سان كه مرتضى نيز در اين امر ويژگى دارد . نمونه‌اش ماجراى فتح خيبر است ؛ همان هنگام كه كار بر همگان دشوار شد . فتح همدان و نشر احكام اسلام در شهرهاى پر شمارى مانند يمن و عراق و ديگر سرزمينها نيز از اين دست است . مرتضى پس از درگذشت پيامبر ، در عهد خلفاى سه‌گانه ، در كارهاى مربوط به جهاد و داورى ، يار اين سه تن بود و پرده از هر شبهه‌اى بر مىداشت و هر دستورى را نمايان مىساخت ؛ حقيقتى كه فاروق خود بدان معترف بود و به همين سبب ، در دوران خلافتش ، وى را نزد خود نگاه داشت و به فرماندهى هيچ سپاهى نگماشت . ابن حجر در « الإصابة » در شرح حال مرتضى مىنويسد : « او پس از رسول خدا صلى الله عليه و آله هماره به پراكندن دانش مىپرداخت و هنگامى كه عثمان كشته شد ،