مولاى حسين - رضي اللَّه تعالى عنه - گشت .
ابن تيميّه سپس مىنويسد : « در اسناد خرقهء منسوب به على آمده كه حسن بصرى ملازم وى بوده است . اين گفته به اتّفاق اهل معرفت ، باطل است . زيرا ايشان همه ، بر آناند كه حسن به همراهى على نرسيد . »
نويسندهء « قرّة العينين » بارهاى بار ، خشنودى خود را از اين سخن نمايانده است .
سبحان اللَّه ! اين دروغى است بزرگ ! زيرا پيشتر از دو پيشواى اين معرفت ، على بن مدينى ، شيخ بخارى ، و ابوزرعهء رازى ، استاد مسلم ، نقل شد كه آن دو گفتهاند :
حسن در مدينهء طيّبه ، على را ديده است . روايت بخارى قوى است و روايت صحيح ابويعلى موصلى ، به روشنى ، نشان دهندهء حديث شنيدن حسن از على رضى الله عنه است . همچنين روايت حافظ ابونعيم - كه تكيهگاه و معتمَد ابن تيميّه است - آشكارا ، بسيارى سماع حسن را از على - رضي اللَّه عنه - بازگو مىكند .
به جز اينها ، سخن امام ضياء در « المختارة » در گزينش اثبات سماع حسن از على و ردّ نفى آن و صحيح شمردن حديث وى از على نيز سزاوار انديشه است و خود دليلى به شمار مىآيد .
حافظ شامى در « سبل الهدى و الرشاد » در ردّ سخنى كه ابن تيميّه در انكار برقرارى پيوند برادرى ميان مهاجران و انصار توسّط پيامبر صلى الله عليه و آله و به ويژه ، برادرى ميان آن حضرت و على مرتضى ، بر زبان رانده است ، پس از آوردن روايت امام ضياء در اين باره ، مىنويسد : « ابن تيميّه تصريح مىكند كه احاديث « المختارة » از احاديث « المستدرك » درستتر و استوارتر است . »
اگر ابن تيميّه خود را به زينت انصاف آراسته و از تعصّب و ستيزهجويى دست برداشته بود ، همداستانى پيشوايان حفّاظ سراسر آفاق را در برابر آنچه خود اتّفاق دانشمندان ناميده است ، نقل مىكرد . اين سخن او تنها به ردّ احاديث مسندى كه در آثار معتمَد و مشهور آمده است و نسبت ساختگى و دروغى دادن بدانها توسّط وى مىماند . او در همين « منهاج السنّة » مىنويسد :
« بىگمان ، ترمذى و احمد در مسندش ، حديث موالات را از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل
خلاصهء عبقات الانوار (حديث تشبيه) (فارسى) — صفحة 421
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٤٢١