مدينه و از اشراف قريش بود .
همچنين ، گويا ولىاللَّه دهلوى با احوال امام ، حافظ و فقيه ، عبداللَّه بن عبدالعزيز عمرى صوفى آشنا نيست . سفيان بن عُيَيْنَه ، سفيان ثورى ، عبدالرزّاق صنعانى ، ( بنا بر روايت صحيحى كه از آنان نقل شده است ) و طحاوى و ديگران ، وى را بر امام مالك برترى دادهاند و چنين مىانديشدهاند كه براى آموختن حديثى از او ، مىارزد كه بر پهلوهاى شتر بكوبند و رنج سفر همى برند .
عبداللَّه بن عبدالعزيز نامهاى به امام مالك نوشت و او را به گوشهگيرى ، تشويق كرد . امام مالك در پاسخ وى نوشت : « هرگز گمان نمىكنم به كارى دست زنم كه تو در آن وارد نشده باشى . اميدوارم همهء ما به راه خير باشيم . و بر هر يك از ما واجب است كه بدانچه خدا روزىاش كرده است ، خشنود باشد . » همچنين ، گر چه امام مالك پس از اين ، به زهد گراييد ، ليكن در اين طريقه ، پيشواى آنان نگشت و اينان در طريقت ، بزرگتر از او به شمار مىروند . راستى ! نمىدانم كه عبيداللَّه بن عمر و عبداللَّه بن عبدالعزيز عمرى از چه كسانى فيض گرفتهاند !
ولىاللَّه دهلوى را وا مىنهيم و به سخنان ابن تيميّه باز مىگرديم . او مىگويد :
« سلسلهء مكّيان به اصحاب ابن عبّاس مىانجامد . »
چرا اينجا نگفت كه ابن عبّاس با آنكه به شرف همراهى رسول خدا صلى الله عليه و آله دست يافت ، در شمار اصحاب مرتضى نيز هست و به دست او پرورش يافت و دانش ظاهر و باطنِ درخشان را از او آموخت ؟ اين حقيقتى است كه پيشوايان ، بزرگى به نقل از بزرگى ، روايت كرده اند ؛ بدان گونه كه ستيزهجو را نرسد كه آن را انكار كند .
وى مىافزايد : « سلسلهء كوفيان ، مانند داوود طايى ، به پيشوايان تابعانِ تابعان مىانجامد كه بزرگ آنان سفيان ثورى است . وى طريقت را از اعمش و او آن را از اصحاب عبداللَّه بن مسعود فرا گرفته است . »
سبحان اللَّه ! بىگمان ، داوود از اقران ثورى و انباز او در مشايخش است و همهء حديث آموزىاش از تابعان بوده است . ذهبى در « تذهيب التهذيب » در شرح حال داوود مىنگارد : « وى فقيه ، زاهد و از سرشناسان بوده و از عبد الملك بن عمير و
خلاصهء عبقات الانوار (حديث تشبيه) (فارسى) — صفحة 415
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٤١٥