احمد بن عاصم انطاكى ، و حارث بن اسد محاسبى و ابوعبداللَّه ، محمّد بن على ترمذى ، و ابوعبداللَّه ، محمّد بن فضل بلخى ، و ابوعلى جوزجانى و ابوالقاسم ، اسحاق بن محمّد حكيم سمرقندىاند . اينان همان سرشناسان ياد شده و پر آوازهاى هستند كه همگان به فضل آنان معترفاند . »
با اين همه ، نويسندهء « قرّة العينين » مىگويد : « فقير در اين باب ، آنچه را برايش معيّن شده ، مىنگارد ؛ گر چه بر شمارى از معاصران - كه تنها مشهورات قوم را گرد آوردهاند - سخت آيد ؛ چرا كه حق به پيروى ، شايستهتر است . »
گويا مقصود وى امام مصنّف - قدّس سرّه الفريد - است .
ولىاللَّه دهلوى مىافزايد : « سلسلهء تهذيب نفس در ميان مردم مدينه ، به پيشوايان تابعانِ تابعان مىانجامد كه بزرگترين آنان امام مالك است . وى مشايخ پرشمارى داشته و بيشتر بهرهمندىاش از نافع ، از ابن عمر ، بوده است و ابن عمر با اينكه به شرافت صحابى بودن پيامبر صلى الله عليه و آله و پرورش يافتن توسّط آن حضرت ، دست يافته است ؛ پدر خود را نيز همراهى كرده است . »
واى بر تو ! مالك كجا در مدينهء طيبّه ، در تهذيب نفس ، بزرگترين كس به شمار مىرفت ؛ حال آنكه پيشواى مسالك ، امام سرشناسان و چشمهء جوشان معارف و حقايق ، جعفر بن محمّد صادق ، در آن شهر مىزيست ؟ ! و آيا جز اين است كه امام مالك در شمار خدمتگزاران حضور و الا و از ملازمان آستان بلند او بود ؟ و آيا سلسلهء او سلسلهاى زرّين كه آن را پدر از پدر تا مرتضى ، فرا گرفتهاند نيست ؟ همچنين صادق به ابوبكر صدّيق نيز نسبتى مىرساند .
گويا صاحب « قرّة العين » از حال امام عبيداللَّه بن عمرِ عمرى بىخبر است ؛ چرا كه يحيى بن سعيد و امام احمد و عمرو بن على فلاس ، او را بر مالك ، در [ روايت از ] نافع ، از جهت ثبت و حفظ و فزونى نقل ، برترى دادهاند و ابن مهدى را كه سخنى بر خلاف اين گفته است ، رد كردهاند . زهرى نيز امام عبيداللَّه را بر مالك پيشى داده و بر گزيده ؛ زيرا نزد او كتابى را خوانده است . ابوبكر ، ابن منجويه ، مىگويد : امام عبيداللَّه بن عمر در فضل و دانش و بندگى و شرف و حفظ و اتقان ، از بزرگان مردم
خلاصهء عبقات الانوار (حديث تشبيه) (فارسى) — صفحة 414
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٤١٤