ياران على ، همچون احنف بن قيس ، قيس بن عباد و ديگران دريافت كرد . صاحبان صحيح چنين روايت كردهاند . همچنين ، حسن بصرى در دو سال مانده به پايان خلافت عمر ، زاده شد و در هنگام كشته شدن عثمان ، در مدينه بود . »
در اينجا بايد گفت : در اين صورت ، علىّ مرتضى كجا بوده است ؟ آيا او و حسن در مدّت خلافت عثمان - رضي اللَّه عنه - به شهرى ديگر كوچ كرده بودند ؟ ! ابن تيميّه در پاسخ اين پرسش ، ناگزير بايد بگويد : على - رضي اللَّه عنه - در مدينهء طيّبه بوده است و او و حسن در زمان خلافت عثمان - رضي اللَّه عنه - به شهر ديگرى نرفته بودند . در اين صورت ، از او مىپرسيم : حال كه چنين است ، چه چيز مانع همراهى آن دو است ؟ بىگمان ، وى چارهاى ندارد جز اينكه پس از چنين و چنان گفتن ، بگويد : شكّى نيست كه ايشان هر روز پنج نوبت ، همديگر را در مسجد مىديدهاند و سخنانى اين چنين - كه در گذشته نيز از او نقل شد - بر زبان آورد .
شگفتا از او ! چگونه در اينجا به تحقيق دربارهء اينكه على - رضي اللَّه عنه - در اين مدّت ، در كدامين شهر بوده ، نپرداخته و اين ماجرا را زمانى كه حسن به بصره كوچيده ، نكاويده است .
وى مىگويد : « مادر حسن كنيز امّ سلمه بود و هنگامى كه عثمان كشته شد ، حسن را به بصره بردند . »
عبارت « بردند » نشانهء فريبى است شگرف . انديشه كن !
و سپس ادامه مىدهد : « و على در كوفه بود . »
ردّ اين سخن بارها بيامد .
و مىافزايد : « حسن در زمان على ، كودكى از كودكان بود كه كسى او را نمىشناخت و آوازهاى نداشت . »
نويسندهء « قرّة العينين » پس از نقل سخن مذكور ، مىنويسد : « افراد ثقهاى كه از تابعان اهل مدينه پيروى كردند ، قطعاً داراى اين مرتبت هستند ؛ از اين رو ، به شمار نياوردن سلسلههاى آنان و بسنده كردن به سلسلههاى شمارى از اهل عراق و خراسان ، گونهاى از ستم است . »
خلاصهء عبقات الانوار (حديث تشبيه) (فارسى) — صفحة 412
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٤١٢