نقد پارهاى از اين سخنان گذشت و نقد بخشهاى ديگر آن - إن شاء اللَّه العليّ القويّ - خواهد آمد .
وى سپس مىافزايد : « اسناد ديگر همان است كه دربارهاش مىگويند : « بىگمان ، معروف كرخى ملازم داوود طايى بوده است . » اين سخن نيز اصلى ندارد و در گزارشهاى تاريخى مربوط به معروف ، نيامده است كه وى چيزى از داوود طايى اخذ كرده باشد . »
اين گفتار به سبب آنچه با سندى نيكو و راست ، در روايت حديث مسلسل تلقيم « 1 » گذشت ، نارواست . امام قشيرى در « الرسالة » در باب همنشينى مىنويسد :
« استاد ابوعلى مىگفت : اين طريق را از نصر آبادى فرا گرفتم . نصر آبادى آن را از شبلى ، و شبلى آن را از جنيد ، و جنيد از سرى ، و سرى از معروف كرخى ، و معروف آن را از داوود طايى بر گرفته است . »
ظاهر اين سخن نشان مىدهد كه هر يك از اينان از شيخ خود چنين شنيده كه شيخ ، طريقت را شخصاً از استادش فرا گرفته است ؛ بنابراين ، هر يك از آنان روزگارى را همراه شيخ خود بودهاند و همگى ، با آنكه اهل ولايت و هدايتاند ، بر خلاف صوفىنماهاى سست ، پژوهندگانى اهل روايت و درايتاند . از همين رو ، نويسدهء « مجمع الأحباب » - كه شرط اعتماد او به خبرى ، معلوم است - بدين خبر اعتماد كرده است . نيز در طبقات شيخ الاسلام و الحفّاظ ، هروى ، آمده : « معروف داوود طايى را همراهى كرده است . »
اگر گفته شود : امام رضا در يازدهم ماه ربيعالاوّل سال 153 ( ماه شوّال و سال 156 نيز گفتهاند ؛ ليكن درستترين تاريخ « 2 » همان است كه آمد ) زاده شده است و
هامش
( 1 ) . تلقيم به معناى خورانيدن است . مرحوم مير داماد در « الرواشح السماويّة / 158 » دربارهء سبب نامگذارى حديثى به اين نام مىنويسد : « و منه المسلسل بالتلقيم ؛ لتضمّنه فعل التلقيم و قول كلّ واحد : لقّمني فلان بيده لقمة : سبب ناميدن حديثى به المسلسل بالتلقيم ، آن است كه حديث در بردارندهء فعل تلقيم و سخن هر يك از راويان است كه : فلانى با دست خود مرا لقمهاى خورانيد . » ( مترجم )
( 2 ) . سال تولّد امام رضا عليه السلام در كتب شيعه ، 148 است . ر . ك : كافى 1 / 486 ؛ ارشاد 2 / 247 . ( مترجم )