تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث تشبيه) (فارسى) — صفحة 410

مساهمون:

ص٤١٠
محمّد بن عبداللَّه بن نمير - در قولى كه هروى ترجيحش داده - سال مرگ داوود را 165 ياد كرده است و برخى سال در گذشت او را - در قولى كه ابن حجر برگزيده - 160 نوشته‌اند و برخى ديگر سال 161 و ديگران سال 162 ؛ و ابوداوود طيالسى گفته است كه اسرائيل و داوود در روزگارى نزديك به هم در حالى كه من در كوفه بودم ، از دنيا رفتند و ابونعيم و قعنب بن محرّر گفته‌اند كه اسرائيل در سال 160 در گذشت و دبيس و ديگران آن را 161 ياد كرده‌اند و برخى ديگر - در قولى كه بيشترين قائل را دارد - مرگ او را در سال 162 ذكر كرده‌اند و بنابر همهء اينها ، قول راجح در تاريخ مرگ داوود سال 160 يا 161 يا 162 است و در اين صورت ، سنّ امام رضا در زمان در گذشت داوود 8 يا 9 يا 10 سال بوده است و لذا چگونه ممكن است كه معروف كرخى به دست ايشان مسلمان شده باشد و سپس نزد داوود رفته و به دو استناد كرده باشد ؛ خواهم گفت : چه چيز شگفت و دور از عقلى در اين نهفته است ؟ ! حال آنكه ، از روايت ابن جوزى و ديگران ، چنين به دست مىآيد كه خداى متعال معروف كرخى را در روزگار كودكى ، فرا خواند و برگزيد . حتّى وى سخن معلّمش را كه دربارهء خدا به دو گفت : پدر و پسرى كه يكى از سه‌تاست ؛ رد كرد و گفت : اين چنين نيست ، بلكه خدا يگانه و چيره است ؛ خدا يكى است ؛ خدا يكى است . و چون معلّم او را كتك زد ، گريخت و دو سال پنهان شد . پس چگونه نمىتوان تصوّر كرد كه معروف به گزينشى الاهى و با هوشمندى پرتو گرفته از نور خدا ، دانسته باشد كه خداى متعال در سنين كودكى به امام رضا دانش و حكمت ، عطا فرموده است و دريافته باشد كه امر او به دست ايشان ، شكفته و كامل مىشود ؟ آيا ممكن نيست ، همان گونه كه خداىْ تعالى پيش از آن ، توحيد را به دو الهام كرده بود ، اين را نيز به وى الهام كرده باشد و بدين گونه ، نزد امام رضا رفته و اسلامش را به دست او استوار ساخته ، سپس در هنگام بازگشت ، امام داوود را ديدار كرده و چيزهايى را از وى فرا گرفته و موعظهء برخى از