نگاشته شده دربارهء اخبار مشهور معروف كرخى ، احاطه دارد تا بتواند چنين دعوى ناروايى كند ؟ !
امام و حافظ و ناقد ، ابوعبدالرحمن سلمى نيشابورى ، معاصر ابونعيم ، بلكه بزرگتر از وى - كه هجده سال پيش از او در گذشته - و امام و محدّث و مدقّق ، حافظ ابوالقاسم قشيرى ، يار ابونعيم و سلمى نيشابورى و از مشايخ خطيب بغدادى - كه در آشنايى با تاريخ افرادى همچون معروف كرخى ، از كسانى مانند ابن جوزى ، مهمتر به شمار مىروند - هر دو ، اين ماجرا را همراه با سند آن ، در اخبار غير واحد كتابهايشان ، آوردهاند .
امام قشيرى مىگويد : « معروف كرخى از ياران على بن موسى الرضا - رضي اللَّه عنهما - بود . شنيدم كه محمّد بن حصين - رحمه اللَّه - مىگفت : از محمّد بن عبداللَّه رازى شنيدم كه مىگفت : شنيدم كه على بن محمّد دلال مىگفت : از محمّد بن حسين شنيدم كه مىگفت : شنيدم كه پدرم گفت : معروف كرخى را پس از مرگش ، در خواب ديدم . گفتمش : خدا با تو چه كرد ؟ گفت : مرا آمرزيد . پرسيدم : به سبب زهد و پرهيزكارىات ؟ پاسخ داد : نه ، بلكه به سبب پذيرش پند ابن سمّاك و همراهى با فقر و دوستى فقيران . پند ابن سمّاك همان است كه معروف خود چنين از آن ياد كرده است : از خيابانهاى كوفه مىگذشتم . نزد مردى كه او را ابن سمّاك مىناميدند ، ايستادم . او مردمان را پند مىداد . در ميان سخنش چنين گفت : هر كس كلّاً از خدا رويگردان شود ، خدا هم كاملًا از او روى مىگرداند ؛ و هر كه با دلش روى به سوى خدا برد ، خدا با رحمتش به دو روى مىكند و با همهء گونههاى آفريدگانش ، به سوى او مىرود ؛ و هر كه گاهگاه روى به سوى خدا برد ، خدا هم گاهگاه بر او رحمت مىآورد . گفتار ابن سمّاك بر دلم نشست و بدين گونه ، روى به سوى خدا بردم و جز خدمتگزارى مولايم على بن موسى الرضا ، از هر چه بدان مشغول بودم ، دست كشيدم و سخن ابن سمّاك را براى مولايم باز گفتم ؛ حضرتش فرمود : اگر پند پذير باشى ، همين يك پند تو را بس است .
اين حكايت را محمّد بن حسين برايم نقل كرد و گفت : آن را از حافظ
خلاصهء عبقات الانوار (حديث تشبيه) (فارسى) — صفحة 407
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٤٠٧