تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث تشبيه) (فارسى) — صفحة 408

مساهمون:

ص٤٠٨
عبدالرحيم بن على ، در بغداد ، شنيدم و او آن را از محمّد بن عمر بن فضل ، از على بن عيسى ، از سَرى سقطى شنيده بود و سرى مىگفت : اين حكايت را از معروف شنيدم . » ابن تيميّه مىگويد : « معروف روزگار خود را در شهر كرخ سپرى كرده است . » معنى اين سخن آن است كه معروف نزد مردمان نمىرفت و هيچ گاه ، از كرخ پاى بيرون نمىنهاد . اين ادّعايى است بىدليل ؛ از اين رو ، پذيرفته نيست ؛ هر چند كه به سبب آنچه پيشتر گذشت ، از بنياد باطل است . سپس مىافزايد : « امّا على بن موسى ؛ مأمون وى را ولىّ عهد خود قرار داد . » اين سخن چه ربطى به موضوع بحث دارد ؟ ! زيرا امام علىّ رضا ، آن گونه كه دانشمندان سيره و تاريخ ياد كرده‌اند ، حدود يك سال پيش از شهادتش ، به ولايت‌عهدى مرو از شهرهاى خراسان ، گمارده شد ؛ و اين دليل نمىشود كه ايشان در تمام مدّت حياتش ، هيچ گاه با معروف ديدارى نداشته است . همچنين ، صوفيّه بر آن‌اند كه همراهى معروف كرخى با رضا در سالهاى پايانى عمر معروف بوده است ؛ چرا كه معروف در سال 200 ( سال 201 هم گفته‌اند ؛ ولى قول درست همين است ) و پيش از داستان ولايت‌عهدى ، از دنيا رخت بر بسته است . ابن تيميّه مىنويسد : « . . . و نشانهء خود را جامهء سبز گردانيد . سپس از آن برگشت و نشانه‌اش را جامهء سياه قرار داد . » ذكر اين سخن نيز در اينجا بى ربط است . سپس مىگويد : « . . . معروف هرگز ، در شمار كسانى كه با على بن موسى بوده‌اند ، نيست . » سخنى تكرارى و بىفايده و بازگويى گفته‌اى كه سودى در پى ندارد ! و مىگويد : « . . . و ثقه‌اى نقل نكرده است كه وى با على بن موسى همراهى كرده و چيزى از او فرا گرفته باشد ؛ بلكه معلوم نيست اين دو همديگر را ديده باشند . معروف دربان على بن موسى نبوده و به دست وى مسلمان نشده است . اينها همه ، دروغ است . »