سيّد على همدانى مىگويد :
« مراد از بدر ، همان روح محمّدى و مقصود از هلال ، على است كه ساقى جامهاى شراب محبّت خداست و تشنگان آرزومند را به وصال خدا مىرساند . زيرا او كسى است كه پيامبر صلى الله عليه و آله در حقّش فرموده است :
أنا مَدينَةُ الْعِلْمِ وَ عَليٌّ بابُها .
من شهر دانش هستم و على درِ آن است .
و از آنجا كه هلال از بدر جدا نمىشود و بلكه جزء آن به شمار مىرود ، هر آنچه را سرور انبيا دارد ، سرور اوليا نيز داراست . در حديث آمده است :
خُلِقْتُ أنا وَ عَليٌّ مِنْ نُورٍ واحِدٍ ؛ عَليٌّ مِنيّ وَ أنا مِنْهُ .
من و على از يك نور آفريده شدهايم ؛ على از من و من از او هستم .
و از آميختن احكام شريعت مصطفوى و حقايق بلند آوازهء مرتضوى ، ستارگان مشارب اذواق اولياى سرشناس ، روشن مىشوند . و اين همان سخن سرور پيامبران در حقّ سرور برگزيدگان است كه فرمود :
أنا وَ أنْتَ أبَوا هذِهِ الْأُمَّةِ .
من و تو دو پدر اين امّت هستيم . « 1 »
اين حديث به همين معنا اشاره مىكند ؛ چرا كه على عليه السلام سرچشمهء اسرار معارف توحيد و مطلع انوار نشانههاى حقيقت است و بىگمان ، رسيدن به كمال درجات رموز [ عرفان ] براى اهل كشف و شهود ، در گذشته و اكنون و آينده ، تنها از چشمهء هدايت او بوده است . زيرا پيامبر صلى الله عليه و آله دربارهء او فرموده است :
أ نَا الْمُنْذِرُ وَ بِكَ - يا عَليُّ - يَهْتَدِي الْمُهْتَدُونَ .
من بيمدهنده هستم و اى على ، راه يافتگان به سبب تو راه مىيابند .
هامش
( 1 ) . راغب اصفهانى در معناى « أب » مىنويسد : « هر كه سبب ايجاد چيزى يا صلاح و ظهور آن باشد ، « أب » ناميده مىشود . » و سپس به حديث متن اشاره مىكند . ( مترجم )