نيست و مقصودش برابرى است ، دچار دوگانهگويى شده است ؛ چرا كه وى پيشتر برداشت برابرى را از تشبيه ، رد كرده بود .
به تحقيق ، شايستهتر آن بود كه دهلوى نخست ثابت كند كه شيخين بر اساس تنزيل قرآن و رضايت پيامبر صلى الله عليه و آله جنگيدهاند و سپس بگويد كه دورهء آن دو دنبالهء عصر نبى است . همچنين ، اگر مجرّد وقوع كشورگشايى در زمان كسى ، دليل آن باشد كه دورهء او امتداد زمان پيامبر و عصر نبوّت است ، دورهء معاويه و يزيد و سلاطينى كه پس از آن دو آمدند و شهرها در روزگارشان فتح شد ، دنبالهء دوران نبوّت خواهد بود .
اين سخنى است كه همگان بر ناروايىاش همداستاناند ؛ بنابراين ، گفتار بالا از اساس باطل است .
دهلوى سپس مىافزايد : « عصر خلافت امير ، سرآغاز دورهء ولايت شده است . »
مقصود وى از اين سخن ، نفى كمالات نبوى از على عليه السلام و سپس فريب اماميّه است به اينكه زمان خلافت امام عليه السلام دورهء اوست و دورهء او روزگار ولايت و امامت است . ليكن اماميّه با چنين سخنى فريب نمىخورد ؛ چرا كه ثبوت كمالات نبوى را براى على عليه السلام و وجود آنها را در او مىبيند .
اشكال و پاسخ - 8
( استدلال به اينكه همهء سلسلههاى صوفيّه به اميرالمؤمنين عليه السلام مىانجامد . )
دانستى كه شمارى از بزرگان اهل تسنّن - كه سنّيان آنان را به عنوان مشايخ عرفان و تصوّف ، باور دارند - هر آنچه را از كمالات نبوّت و ولايت ، هر دو ، براى پيامبر ما و پيامبران پيشين ، ثابت شده است براى امير مؤمنان عليه السلام اثبات كردهاند ؛ و جز ناصبىِ ستيزهجوى كينهورز ، شهامت نفى آن را ندارد . سخن سيّد على همدانى را در شرح شعر ابن فارض ، به اينها مىافزايم . ابن فارض سروده است :
لَهَا الْبَدْرُ كَأْسٌ وَ هِيَ شَمْسٌ يُديرُها * هِلالٌ وَ كَمْ يَبْدُو إذا مُزِجَتْ نَجْمُ
باده را ماه شب چارده ، جام است ؛ در حالى كه آن خورشيدى است كه هلال ماه آن را مىگرداند . و چون باده را با آب بياميزند ، ستارگان بسيارى آشكار مىشوند .