و سنّت ، روى مىآورند و عزلت و گوشهنشينى را بر مىگزينند . « 1 »
اوّلًا : سخن دهلوى صريح است در آنكه راهنمايى مردم به حقايق باطنى و ارشاد آنان به معارف معنوى ، از استنباط احكام شرعى و بيان وظايف ظاهرى ، مهمتر است ؛ و بىشكّ ، هر آن كس كه به امر برتر مىپردازد ، از كسانى كه توانايى پرداختن بدان را ندارند و در نتيجه به امورى ديگر مشغول مىشوند ، برتر است .
ثانياً : دهلوى تصريح مىكند كه امامان اهل بيت ، حكم پيامبر صلى الله عليه و آله را دارند و معصوماند ؛ و بىگمان ، اين امر برترى ايشان را از غير معصومان در پى دارد .
ثالثاً : دهلوى در تفسيرش ( ذيل آيهء حَمَلْناكُمْ فيِ الْجاريَةِ : شما را در آن كشتى سوار كرديم « 2 » ) مىگويد كه امامان اهل بيت در عصمت و حفظ و مردانگى و جوانمردى با جدّشان رسول خدا صلى الله عليه و آله برابرند و آنان مظاهر كامل ويژگيهاى نبى هستند و اين سرّ انجاميدن همهء سلسلههاى اولياى خدا به ايشان است .
دعوى دهلوى پدر به انجاميدن سلسلههاى طريقت به شيخين
اينها سخنان دهلوى است در جاى جاى مباحثش ؛ ليكن آيا او مىداند كه اين سخنان همچون ردّ صريح گفتار پدرش به شمار مىآيد ؟ ! زيرا دهلوى پدر ( در كتاب « قرّة العينين » ) پنداشته است كه اين شيخيناند كه مرجع اولياى خدا هستند و آن دو بودند كه اصول طريقت و سلوك را بنياد نهادند و اينكه ابوبكر نخستين صوفى است و اوست كه احياگر طريقهء صوفيّه است . به راستى ، دهلوى پدر براى اثبات اين پندارها ، بسيار كوشيده است ؛ ليكن سخنان فرزندش آنها را بسان گياهى خشك كه بادها آن را مىپراكنند ، در آورده است .
ابن تيميّه انجاميدن سلسلههاى طريقت را به على عليه السلام انكار مىكند .
ولىاللَّه دهلوى نخستين كسى نيست كه علاوه بر دانش شريعت ، علم طريقت را
هامش
( 1 ) . التحفة الاثنا عشريّه / 72 .
( 2 ) . حاقّه ( 69 ) / 11 .